هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧٢٩ - خوى پاك
«پدرم فدايت باد! چه بوى خوش و چه خوى پاكيزه و چه فضل آشكارى دارى»!
عرض كردم: فدايت شوم! مودّتى در دل من به خاطر اين بچّه افتاده كه براى كسى جز شما چنين نبودهاست. فرمود:
«اى مفضل او نسبت به من همچون من نسبت به پدرم مىباشد.
ذريه بعضها من بعض واللَّه سميع عليم».
عرض كردم: او پس از شما عهده دار امامت است؟ فرمود:
«آرى هر كه فرمانش بُرد رستگار شده و هر كه نافرمانىاش كند كفر ورزيده است». [١]
خوى پاك
از اين روح پاك، خلق و خويى بزرگ به چشم مىخورد كه كتابهاى تاريخ شمهاى از آن را براى ما بازگو كردهاند. و مگر نه اين است كه بوى خوش نشانه گل و نور، نشانه خورشيد است؟ و آيا ايمان چيزى جز عشق و نشانه عشق چيزى جز همين اخلاق نيكوست؟!
آنحضرت عليه السلام در قلّه فروتنى و خوشرفتارى با مردم بود. ابراهيم بن عبّاس در اين باره چنين مىگويد: هرگز نديدم كه امام رضا در گفتار خود به كسى بىاحترامى كند. هيچگاه نشد سخن كسى را قطع كند و اجازه مىداد تا شخص خود از گفتار بازايستد و هرگز دست رد بر سينه كسى كه مىتوانست حاجتش را روا كند، نمىزد.
هيچگاه در برابر كسى كه روبهرويش نشسته بود پاهايش را دراز نمىكرد
[١] - بحار الانوار، ج ٤٩، ص ٢١.