هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٩٤ - نقش امام در تبليغات مكتبى
تا مردم آگاهى يابند و حجّت بر آنها تمام شود.
بدين سان امام سجّاد توانست با به كارگيرى اين شيوه زيبا و درخشان، تخت حكومت يزيد را به لرزه در آورد تا آنجا كه يزيد از جنايت پليد خود بيزارى جست و به انبوه خشمگين جمعيّت كه نزديك بود او را در خود فرو گيرند گفت: اى مردم آيا گمان مىكنيد كه من حسين را كشتم. خداوند، عبيداللَّه بن زياد عامل مرا در بصره لعنت كند كه حسين را كشت!! [١]
اينك به نقل سخنرانى امام كه بايد الگوى منبرهاى حسينى قرار گيرد، مىپردازيم:
«اى مردم شما را از دنيا و آنچه در آن است هشدار مىدهم. چرا كه دنيا سراى زوال و نابودى است و (مردم) قرون گذشته را كه دارايى و عمرشان از شما بيشتر بود، از ميان برده و اينك پيكرهايشان طعمه خاك گشته، واحوالشان دگرگون شده است. آيا شما پس از ايشان (به دنيا) طمع مىورزيد.
افسوس، افسوس چارهاى جز پيوستن و ملاقات (با مردگان) نيست. پس در آنچه از روزگارتان گذشته و در آنچه باقى مانده بنگريد. وپيش از گذشتن فرصت و خاموش گشتن فروغ آرزو، كردارهاى شايستهاى را كه بر شما روى مىآورد، انجام دهيد. پس بزودى از قصرها گرفته شويد و به قبرها منتقل گرديد و به كردارهايتان محاسبه شويد.
به خدا سوگند چه افراد گنهكارى كه (در آن سرا) حسرتها بر آنها كاملًا چيره گرديد و چه عزتمندانى كه در پرتگاههاى نيستى و نابودى فرو افتادهاند كه ديگر (در آن دنيا) پشيمانى سودى ندارد و از ستمگر دست بر نمىدارند ... همه آنچه كردهاند، حاضر يابند و البته پروردگارت به هيچ كس ستم نخواهد كرد». [٢]
گويند: به خاطر تأثير عميق مواعظ امام در دل شنوندگان، مردم ناله و شيون سر دادند.
آنگاه امام فرمود:
[١] - همان مأخذ، ص ٢٠٩.
[٢] - همان مأخذ، ص ٢٠٩.