هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٢٩ - امام على دربرابر دشواريها
و شنيدههايت تو را از دست انداختن به امرى كه هيچگونه عذرى در گردن گرفتن آن براى تو و نيز هيچ بهرهاى براى دين و مسلمانان در آن نيست، باز نداشت. پس درباره خود از خدا بترس. آن كس كه بيم داد، بهانه و عذر دارد و تو نيز همچون كسى مباش كه پشت كرد و گردن فرازى نمود.
آنگاه ابوذر برخاست و گفت: اى جماعت قريش به كارى زشت دست زديد و از خويشاوند رسول خدا صلى الله عليه و آله چشم پوشيديد. به خدا سوگند دستهاى از اعراب به ارتداد خواهند گراييد [١] و در اين دين به شك و ترديد دچار خواهند شد امّا اگر شما خلافت را در خاندان پيامبرتان قرار داده بوديد حتّى دو شمشير هم به مخالفت با شما بلند نمىشد.
سوگند به خدا اين خلافت از آن كسى شد كه چيرگى جُست و چشم كسانى كه شايسته عهدهدارى آن نبودند، بدان خيره گشت. و در طلب آن، البته خونهاى بسيارى ريخته خواهد شد.- البته حدس ابوذر چندان دور از واقع نبود و عاقبت همان شد كهاو نيز بدان اشاره كرده بود-.
سپس ابوذر گفت: شما و برگزيدگانتان خوب مىدانيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«خلافت پس از من براى على و سپس براى فرزندانم حسن و حسين و پس از آن دو براى پاكان از نسل من مىباشد».
شما سخن پيامبرتان را به كنارى نهاديد و پيمانى را كه با شما بست،
[١] - تاريخ نيز سخن ابوذر را تأييد كرد. زيرا وقتى اعراب شنيدند كه گروهى از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله قدرت وىرا به نفع خود تصاحب كردهاند در انديشه شدند كه چرا آنان از اين قدرت بهرهاى نبرند؟! بنابراين بر ابوبكر شوريدند. شورش اينان در تاريخ به نام «اهل الردّة» ثبت شده است. بلى اين شورش، ارتداد بود امّا بر چه كسى؟ آيا آنان به خدا و پيامبرش مرتد شده بودند؟ يا بر جانشين آنحضرت؟ ما در اين باره به هنگام نقل «خلاف بنى تميم» و قتل «مالك بن نويره»، مشروحاً سخن خواهيم گفت.