هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٣١ - امام على دربرابر دشواريها
خويش برگماشت و حال آيا شما را براى نگاهبانى از خلافت گمارده است؟! از خدا بترس و پيش از آنكه فرصت از دست رود، در كنارهگيرى از اين كار شتاب ورز كه اين در دنيا و پس از مرگ به حال تو سودمندتر است. به دنيايت متمايل مشو و مبادا قريش و غير قريش تو را بفريبند. ديرى نپايد كه دنيايت پريشان و نابود شود آنگاه به پيشگاه پروردگارت روانه شوى و خداوند تو را به واسطه كردارت پاداش خواهد داد.
تو خوب آگاهى و يقين دارى كه خلافت پس از رسول خدا از آنِ على بن ابى طالب است. پس آنچه را كه خداوند خود براى او مقرّر داشته، به وى تسليم كن كه اين كار تكميل كننده پرهيزگارى تو و سبك كننده گناه توست. به خدا سوگند تو را نصيحت كردم اگر پند مرا پذيرا باشى. و عاقبت تمام امور به خداوند بازگشت مىكند.
سپس «بريده اسلمى» [١] برخاست و گفت: انا للَّهوانا اليه راجعون. ابوبكر!
- همگى تحت فرمان عمرو بن عاص درآمدند. براى توضيح بيشتر مراجعه كنيد به: سيره ابن هشام، ج ٢، ص ٦٣٢، اسد الغابة، ج ٤، ص ١١٦ ذيل شرح زندگى ابن العاص، منتخب كنز العمال، ج ٤، ص ١٧٨، تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٣٢، علاوه بر منابع فوق نكات پراكنده ديگرى از زندگى عمرو بن عاص وجود دارد كه براى آگاهى از آنها مىتوانيد به كتاب الغدير، ج ٢، ص ١٢٠- ١٧٦ مراجعه فرماييد.
[١] - بريده بن حصيب الاسلمى ابوساسان و ابوعبداللَّه صاحب خاندانى بزرگ در ميان قومش بود. پيامبر صلى الله عليه و آله در حال هجرت با وى برخورد كرد. در اين هنگام بريده و همراهانش كه شمار آنها به هشتاد خانوار مىرسيد، به اسلام گرويدند و نماز عشاء را در پشت سر رسول خدا صلى الله عليه و آله به جاى آوردند. سپس بريده پس از غزوه احُد به خدمت رسول اكرم صلى الله عليه و آله رسيد و از آن پس در تمام نبردها همراه و همگام پيامبر بود. آنحضرت نيز وى را به عنوان عامل جمعآورى صدقات قومش گماشت. روايت شده كه چون بريده از وفات پيامبر صلى الله عليه و آله خبردار شد، پرچم خود را برگرفت و آن را بر سر درِ خانه امير مؤمنان عليه السلام نصب كرد. عمر از او پرسيد: مردم همگى بر بيعت با ابوبكر اتفاق كردهاند چرا تو با آنان مخالفت مىكنى؟!-