هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٣٠ - امام على دربرابر دشواريها
به فراموشى سپرديد. از دنياى فانى پيروى كرديد و سراى باقى آخرت را كه جوانانش پير و نعمتهايش نابود نمىشوند و شاديهاى آن به حزن و اندوه گرفتار نمىآيند و هيچگاه نمىميرند، در برابر دنيايى حقير و بىارزش و فناپذير فروختيد. مردمان پيش از شما نيز چنين بودند. آنان هم پس از پيامبرانشان كافر شدند و به قهقرا بازگشتند و تغيير دادند و دگرگون ساختند و به اختلاف افتادند. اينك شما نيز كاملًا مانند ايشان رفتار كرديد و بىدرنگ ثمره اين كار خود را خواهيد چشيد و بدانچه خود كردهايد، مجازات مىشويد. و خدا هرگز به بندگانش ستم روا نخواهد داشت.
سپس مقداد بن اسود برخاست و گفت: ابوبكر! از ستم خويش بازگرد و به سوى پروردگارت توبه كن. برو در خانهات بنشين و بر خطايى كه از تو سرزده اشك ندامت بريز، و خلافت را به كسى واگذار كه او بدان از تو سزاوارتر است. تو خوب از پيمانى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله براى او در گردنت نهاد، آگاهى دارى و مىدانى كه پيامبر تو را فرمان داد كه تحت فرمان اسامة بن زيد باشى و او هم فرمانده تو باشد و پيامبر بر بطلان خلافت براى تو و ياورت هشدار داد ياورى كه خود و تو را به پاى علم نفاق و مركز پستى و تفرقه كشاند يعنى عمرو ابن عاص كه در باره او آيه إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ نازل گرديده است
اهل علم در اينكه آيه در حقّ عمرو نازل شده هيچ اختلافى بايكديگر ندارند و اين عمرو فرماندهى شما و ديگر منافقان را در وقتى كه پيامبر او را به جنگ ذات السلاسل [١] فرستاده بود، برعهده داشت. عمرو شما را به نگاهبانى سپاه
[١] - انساب الاشراف- بلاذرى، ج ١، ص ٣٨٠؛ در كتابهاى سيره آمده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله ابتدا عمروبن عاص را به اين مأموريت فرستاد و آنگاه ابوعبيده را براى يارى او فرستاد. ابوبكر و عمر نيز در سپاه ابوعبيده شركت داشتند. چون اين سپاه به هم ملحق شدند-