هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧٨٨ - كودكى بر كُرسى امامت
امّا پيامبرانى كه به سوى ايشان مبعوث شدند، اين نكته را به آنها تفهيم كردند كه اگر خداوند بخواهد رحمتش را بر كسى فرود آورد و او را به پيامبرى مبعوث كند، وجود چنين شرايطى در او لازم نيست. آيا در اين باره اشكال و ايرادى است؟ خداوند تعالى در قرآن كريم مىفرمايد:
أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُم مَعِيشَتَهُمْ [١].
«آيا اينان رحمت پروردگار تو را تقسيم مىكنند؟ ما روزى ايشان را ميانشان تقسيم كرديم.»
و چه بسيار مردمان بودند كه چون مىديدند خداوند كودكى را به پيامبرى به سوى آنان برانگيخته است، در شگفت مىشدند. امّا خداوند به آنها نشان داد كه اين كار عمدى بوده و براى آن است كه مردم معنى نبوّت را دريابند و بدانند كه نبوّت موهبتى عادى و معمولى نيست كه تنها در يك فرد و در اثر شرايط محيطى و تربيتى به ظهور برسد. بلكه نبوّت امرى ما فوق عادات مردم و بر خلاف سنن جارى طبيعت و هستى است و نداى جديدى است كه نداى مخلوقات ديگر با آن مشابهت ندارد. اين ندا عبارت از اين است كه خداوند بر هر كارى تواناست و بازگشت همه چيزها به سوى اوست.
على بن اسباط در حديثى كه در باره امامت نقل كرده است، مىگويد:
امام جواد را ديدم كه به سوى من بيرون آمد. من به ايشان و سر و پاى ايشان خيره شدم تا قامتش را براى يارانمان در مصر توصيف كنم. سپس او به سجده در افتاد و فرمود: خداوند در امامت همانگونه احتجاج كرده كه در نبوّت.
خداوند مىفرمايد:
وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيّاً [٢].
[١] - سوره زخرف، آيه ٣٢.
[٢] - سوره مريم، آيه ١٢.