هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٠٤ - امام حسين پس از پيامبر
فرا خواند و پيش از آنكه پاى آنان به پايتخت برسد، گروهى از سپاهيان خود را به مقابله آنان فرستاد و ايشان را تنها به جرم اينكه پيرو على عليه السلام و فرمانده لشكر وى بودند، به خاك و خون كشاند.
شهادت حجر، عامل مهمى در بيدارى امّت اسلامى بود. به طورى كه حتى برخى از اصحاب بنىاميّه، همچون والى خراسان، ربيع بن زياد حارثى سر به شورش و عصيان بر داشتند. نوشتهاند چون حجر شهيد شد، ربيع بن زياد به مسجد آمد و از مردم خواست كه در مسجد گردآيند. چون مسلمانان جمع شدند، خود به سخنرانى ايستاد و فاجعه شهادت حجر را به تفصيل بيان كرد و گفت: اگر در ضمير مسلمانان اندك غيرتى باشد بايد به خونخواهى حجر شهيد بپا خيزند. حتى عايشه، كه تا ديروز در صف مخالفان على عليه السلام جاى داشت، با شنيدن خبر شهادت حجر گفت: هشداريد كه حجر براى مهتران عرب سرفرازى، و ثبات قدم بود. آنگاه اين بيت را خواند: رفتند كسانى كه مردم در سايههاى آنها مىزيستند و اينك كسانى كه هيچ سايه ندارند، از پس آنها ماندهاند.
شهادت حجر در محافل سياسى لرزهاى بزرگ پديد آورد و پيامدهايى نيز به همراه داشت به طورى كه معاويه براى نخستين بار از كردار ناپسندش پشيمان شد.
امّا شهادت حجر، نخستين جنايت معاويه در اين خصوص به حساب نمىآمد. او پيش از اين نيز عمرو بن حمق، يكى از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله را كه در نزد تمام مسلمانان از ارج و احترام بسيار برخوردار بود، به قتل رسانيد. آنان پس از كشتن عمرو سر او را بر نوك نيزهها كردند. بدين ترتيب عمرو بن حمق نخستين كسى بود كه پس از اسلام سرش را بر فراز نيزه بالا مىبردند. چنين كارى پيش از وى در حق هيچ مسلمانى انجام نپذيرفته بود.