هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٤٨ - توطئه بنى اميّه
چنانكه ابن ابى الحديد گفته است: يكى ديگر از اقدامات عثمان اين بود كه زمينى را كه پيامبر صلى الله عليه و آله در محل بازار مدينه كه «هزون» خواند مىشد به مسلمانان صدقه داده بود، از ايشان باز پس گرفت و آن را به حرث بن حكم برادر مروان بخشيد.
وى مىافزايد: عثمان فدك را كه از آنِ فاطمه زهرا عليها السلام بود و نيز تمام چراگاههاى اطراف مدينه را به مروان بخشيد و چهارپايان بنى اميّه از آنها استفاده مىكردند و نيز تمام غنايمى را كه از فتح آفريقا آمده بود به برادر رضاعىاش، عبداللَّه بن سرح، بخشيد.
همچنين وى در روزى كه دخترش ام ابان را به همسرى مروان درآورده بود، دويست هزار به ابو سفيان بن حرب و صدهزار به مروان بخشيد. درپى اين اقدام، زيد بن ارقم رئيس بيت المال با كليدهايش به نزد عثمان آمد و كليدها را پيش روى او گذاشت و گريست. عثمان از او پرسيد: آيا اگر من بدين وسيله صله رحم مىكنم، تو بايد گريه كنى؟! زيد پاسخ داد: من بدين خاطر نمىگريم زيرا گمان مىكنم كه تو اين اموال را در عوض مالهايى كه در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله انفاق كرده بودى، از آنِ خود ساختهاى. به خدا قسم اگر تو حتّى صد درهم بر مروان بخشش كنى، اين مبلغ براى او بسيار زياد است. عثمان به وى گفت: كليدها را بگذار و برو تا كسى را به جاى تو پيدا كنم.
انقلاب قهرآميز
بنى اميّه چنگالهاى خود را در حكومت فرو برده بودند. آنان اموال مسلمانان را تاراج مىكردند و با آنها پايههاى حزب سياسى و نيروى نظامى خويش را استوار مىساختند. نفوذ سياسى آنان در پيش از ظهور اسلام و نيز گستردگى روابطشان با نيروهاى سياسى و نظامى موجود در جزيرة العرب و برخوردارى