هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٦٢ - دوران زندگى امام باقر عليه السلام
يكى از اين فرصتهاى به دست آمده را در برابر ديدگان ما به نمايش مىگذارد:
«هشام بن معاذ مىگويد: عمر بن عبد العزيز به مدينه آمده بود و ما نزد او نشسته بوديم. مُنادى خليفه جار زده بود كه هر كس شكايت يا تظلّمى دارد به درگاه آيد. پس محمّد بن على يعنى باقر عليه السلام به درگاه آمد. مزاحم، پيشكار عمر، نزد وى آمد و گفت: محمّد بن على بر در است. عمر گفت: او را داخل كن. در حالى كه عمر داشت اشك چشمش را با دست پاك مىكرد، امام محمّد باقر داخل شد و از وى پرسيد:
«چرا مىگريى؟ عمر پاسخ داد: اى فرزند رسول خدا مسائلى چند مرا به گريه واداشت. پس محمّد بن على الباقر فرمود: اى عمر! دنيا يكى از بازارهاست برخى از اين بازار چيزى را كه بديشان سود مىرساند بر مىگيرند و بيرون مىروند و بعضى با چيزى كه زيانشان مىرساند، از آن خارج مىشوند و چه بسيار مردمانى كه دنيا آنان را بمانند چيزى كه ما در آنيم، فريفت تا آنجا كه چون مرگشان فرا رسد آن را پذيرا گردند و با بارى از ملامت و سرزنش از اين دنيا بيرون شوند كه چرا براى رسيدن به آنچه كه در آخرت دوست مىداشتند، توشهاى بر نگرفتند و از آنچه كه نا خوش مىداشتند، دورى نگزيدند. گروهى، آنچه جمع كرده بودند به كسانى قسمت شد كه آنها را ستايش نمىكنند. و به سوى كسى روانه شدند كه معذورشان نخواهد كرد. پس ما به خدا شايستهايم اگر به اين اعمالى كه به آنها غبطه مىخوريم بنگريم و با آنها موافقت كنيم و اگر به اين اعمالى كه از ارتكاب آنها مىترسيم بنگريم و از آنها دست باز داريم.
از خدا بترس و در قلب خود دو چيز را قرار ده. بدانچه دوست دارى هنگام حضور در پيشگاه پروردگارت با تو باشد، بنگر و آن را فرا روى خويش بگذار و به آنچه دوست ندارى هنگام حضور در پيشگاه پروردگارت با تو باشد بنگر و در جستجوى تعويض از آنها باش. به سوى كالايى مرو كه بر پيشينيان سودى