هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧٠٣ - مرارت و شهادت
ميان به رؤساى قبايل وبزرگان و چهرههاى سر شناس مخالف توجّه و رسيدگى بيشترى نشان مىداد.
هارون الرشيد اين گونه عازم مدينه شد تا بزرگترين مخالف حكومت غاصبانه خويش را دستگير كند. اينك ببينيم هارون براى رسيدن به اين مقصود چه كرد:
اوّل: هارون چند روزى نشست. مردم به ديدنش مىآمدند و او هم به آنها حاتم بخشى مىكرد تا آنجا كه شكمهاى برخى از مخالفان را كه مخالفت آنان با حكومت جنبه شخصى و براى رسيدن به منافع خاصّى بود، سير كرد.
دوّم: عدهاى را مأموريت داد تا در شهرها بگردند و بر ضدّ مخالفان حكومت تبليغات به راه اندازند. او همچنين شاعران و مزدوران دربارى را تشويق كرد كه در ستايش او شعر بسرايند و بر حرمت محاربه با هارون فتوا دهند.
سوّم: هارون قدرت خود را پيش ديدگان مردم مدينه به نمايش گذارد تا كسى انديشه مبارزه با او را در سر نپروراند.
چهارم: هنگامى كه همه شرايط براى هارون آماده شد، شخصاً به اجراى بند پايانى طرح توطئهگرانه خويش پرداخت. او به مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله رفت.
شايد حضور او مصادف با فرارسيدن وقت نماز بوده كه مردم و طبعاً امام موسى بن جعفر عليهما السلام براى اداى نماز در مسجد حضور داشتهاند.
هارون به سوى قبر پيامبر صلى الله عليه و آله جلو آمد و گفت: السلام عليك يا رسول اللَّه! اى پسر عمو.
هارون در واقع مىخواست با اين كار شرعى بودن جانشينى خود را اثبات كند و آن را علّتى درست براى زندانى كردن امام كاظم جلوه دهد.
امّا امام اين فرصت را از او گرفت و صفها را شكافت و به طرف قبر پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و به آن قبر شريف روى كرد و در ميان حيرت و خاموشى مردم بانگ برآورد: