هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٤٥ - رهبرى و رهبران الهى
ادعا كرده بود، خوددارى كند، بالاخره او هم خواهد گفت كه أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى.
هنگامى كه انسان مأمور به اطاعت از كسى شود، آن هم نه به خاطر ثروت و يا هواخواهى بلكه به خاطر فرمان خدا، آنگاه دلش از غبار تكبر صاف و پاك شود. بدترين كوته انديشى مردم به هنگام بعثت پيامبران عليهم السلام همين عامل بوده، چون آنان با خود مىانديشيدند كه چگونه مىشود از انسانهايى هماند خود فرمان برند؟! خداوند در قرآن كريم از قول آنان چنين نقل مىكند:
فَقَالُوا أَبَشَراً مِنَّا وَاحِداً نَتَّبِعُهُ إِنَّا إِذاً لَفِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ [١].
«آيا ما بشرى از جنس خودمان را پيروى كنيم؟ در اين صورت ما گمراه و در آتشها خواهيم بود.»
برخى ساده لوحان مىپرسند: چرا خداوند مردم را با فرمانبردارى از پيامبران و امامان كه از همين مردمان عادىاند، امتحان مىكند؟ آيا بهتر نبود كه خداوند پيامبران را به نيروهايى خارق العاده و ثروتهاى هنگفت و فرزندان و ياران بى شمار مجهز مىكرد تا مردم در اطاعت از آنان كمتر چون و چرا كنند؟!
هرگز ... زيرا در اين صورت فلسفه امتحان و ابتلا، از بين مىرفت و اطاعت مردم از آنان براى پاك كردن دلها از تكبر نبود و در نهايت فرمانبرداران پاك و منزه نبودند تا شايسته ورود به بهشت باشند، بهشتى كه جايگاه بندگان پاكى است كه خود را از هرگونه شائبه شرك و كبر مبرا داشتهاند.
امير مؤمنان امام على عليه السلام اين فلسفه را چنين توضيح مىدهد:
«خدا اگر مىخواست آدم را از نورى كه پرتوش چشمها را مىزند و زيبائيش خردها را مبهوت مىكند و بوى خوشش دلها را مىبرد، بيافريند هر آينه مىآفريد. اگر او را چنين مىآفريد سرها در برابرش فرود مىآمد و فرشتگان به آسانى از امتحانى كه خداوند براى
[١] - سوره قمر، آيه ٢٤.