هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٧٢ - ولادت و دوران زندگى امام سجّاد
امپراتورى ايران، همچون هر نظام جاهلى ديگر بر ظلم و ستم و سياستهاى طبقاتى استوار بود. با درخشيدن نور اسلام، اين نظام همچون درختى پوك و پوسيده كه از وزش بادهاى سهمناك ريشه كن مىشود، نابود شد. پادشاه ايران از شهرى به شهرى مىگريخت تا آنكه سر انجام در خراسان به قتل رسيد و خانوادهاش در همان شهر ماندگار شدند تا آنكه خراسان در روزگار خلافت عثمان در سال ٣٢ هجرى به دست مسلمانان فتح شد و خانواده امپراتور مقتول ايران، به اسارت مسلمانان در آمدند و به مدينه آورده شدند. چون آنها را در پيشگاه خليفه سوّم و اصحاب بزرگ پيامبر حاضر كردند، امير مؤمنان على بن ابيطالب عثمان را به گراميداشت خاندان يزد گرد تشويق كرد و بدين منظور حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله را براى او خواند كه فرموده بود: «عزيزان قومى را كه به ذلّت افتادهاند، گرامى داريد». شايد يكى از حكمتهاى اين سخن دلجويى از مردمى باشد كه همواره سران و بزرگان خود را مورد احترام قرار مىدادند، تا مبادا پردههاى كينه و دشمنى ميان آنان و پذيرش اسلام، مانعى ايجاد كند. چون عثمان در اين باره درنگ كرد، امير مؤمنان عليه السلام فرمود:
«به خاطر خدا سهم خود و سهم بنى هاشم را از اينان آزاد كردم».
انصار و مهاجران نيز در اين كار از آنحضرت پيروى كردند. خليفه هم چارهاى جز اين فرا روى خود نديد. آنگاه امام على پيشنهاد داد كه هر يك از اسرا را به حال خود بگذارند تا همسرى مناسب براى خود برگزينند. يكى از دختران يزد گرد؛ امام حسين را برگزيد و دوّمى نيز امام حسن و بنابه قولى محمّد ابن ابى بكر را به همسرى خود انتخاب كرد.
«شهربانو» در اين سال بار دارشد و در نيمه جمادى الاوّل سال ٣٣ هجرى نخستين فرزند خويش را به دنيا آورد و در همان روزهاى اول پس از زايمان بدرود حيات گفت. سپس يكى از كنيزان امام حسين متكفّل نگهدارى كودك