هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٤٦ - رهبرى و رهبران الهى
آنان قرار داد سربلند بيرون مىآمدند. ولى خداى سبحان آفريدگانش را به چيزهايى كه ريشه و علّتش را نمىدانند گرفتار مىكند و بدين شيوه آنها را مىآزمايد تا سركشى و خود پسندى و كبر و غرور را از وجودشان دور فرمايد». [١]
آنحضرت در همين باره مىفرمايد:
«هنگامى كه خداوند سبحان، رسولانش را براى هدايت مردم فرستاد، اگر اراده مى كرد، مى توانست گنجهاى طلاى ناب و باغهاى پر از درختان ميوه را در دسترس آنها بگذارد وآنها را با مرغان آسمان و جانوران زمين دمسازشان بدارد. و اگر چنين كرده بود مردم از روى ناچارى سر به فرمان آنها مىنهادند و ديگر آزمايشى براى تشخيص خوب و بد وجود نداشت، واصل پاداش نيكى و درستى، و كيفر كجى و تبهكارى در روز رستاخيز از ميان مىرفت و هيچ كس اخبار آسمانى و وعده و وعيد را راست نمىپنداشت. و آنان را كه دعوت پيامبران را پذيرفته و همه گونه رنج و آزارى را تحمّل كرده بودند، مزدى در ميان نبود و ايزد متعال مؤمنان را سزاوار و شايسته ثواب نيكو كاران نمىنمود. امّا او رسولانش را با عزم راسخ وپولادين وظاهرى ضعيف- مانند خود مردم- قرار داد و با قناعت چشم و دلشان را سير كرد و با بى نيازى گوش و زبانشان را به راه راستى و درستى آورد». [٢]
سپس آنحضرت پس از سخنان مشروحى درباره دور بودن اولياى خدا از زخارف دنيوى مىفرمايد:
«ولى خداوند بندگانش را به انواع سختيها مىآزمايد و آنها را به عبادتها و مجاهدتها فرمان مىدهد و با انواع سختيها گرفتارشان مىكند تا تكبر و خود پسندى را از دلشان بزدايد و فروتنى را در نهادشان جاى دهد».
«اللَّه .. اللَّه .. در سرنوشت تبهكارى و سرانجام شوم ستمكارى وبد فرجامى تكبر .. كه آن از مصيبتهاى بزرگ ابليس است، ودام گسترده او است، كه چون زهر كشنده دلها را مىميراند ..» [٣] [١] [٢]
[١] - نهج البلاغه، خطبه قاصعه.
[٢] - نهج البلاغه، خطبه قاصعه.
[٣] - نهج البلاغه، خطبه قاصعه.