هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٩٣ - على عليه السلام و دوران امامت
كه محمّد را به حق برانگيخت من خود به چشم خويش آتش را ديدم و اينك از پشيمانان هستم». [١]
سپس پسر عموى عروه به نبرد با امام در آمد امّا آنحضرت، او را هم به نفر قبلى ملحق كرد. در اين ميان معاويه كه برتلى ايستاده و نظارهگر اين نبردها بود. گفت: نفرين و ننگ بر اين مردان! آيا در ميان آنان كسى نيست كه اين مرد- على- را در حين مبارزه بكشد يا او را ترور كند و يا در هنگام برخورد دو سپاه و بلند شدن گرد و غبار او را از پاى در آورد؟!!
وليد بن عقبه به او پاسخ داد: خود به رويارويى او بشتاب كه تو سزاوارترين كس در نبرد با اويى. امّا معاويه گفت: به خدا سوگند او مرا به نبرد خويش فرا خواند تا آنجا كه من از قريش خجل شدم. به خدا قسم من با او مبارزه نمىكنم. [٢]
روزى معاويه با كسانى كه دوروبر او نشسته بودند از عدم مبارزه خويش با امام و نيز از كشف عورت عمرو در نبرد با آنحضرت، سخن مىگفت و در آنجا اظهار داشت:
«ترس و فرار از مبارزه با على بر كسى ننگ نيست» [٣]
بدين گونه امام على عليه السلام كه در جنگهاى آغازين خود بر ضدّقريش وبخصوص بنى اميّه صحنههايى قهرمانانه از خود به نمايش گذاشته بود، در اين ميدان نيز كه به عنوان خليفه اسلامى و فرمانده كل قواى سپاه اسلام انجام وظيفه مىكرد، دليريها و شجاعتهاى شكوهمندى آفريد.
اگر ما به عرصه نبرد صفين نگاهى افكنيم و ياران پيامبر را ببينيم كه گرداگرد رهبر خويش، حلقه زدهاند و با عمرهايى پنجاه تا نود سال به مبارزه و نبرد
[١] - في رحاب أئمّة اهل البيت، ص ١٧.
[٢] - في رحاب أئمّة اهل البيت، ص ١٧.
[٣] - همان مأخذ، ص ١٧٣.