هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٩٤ - على عليه السلام و دوران امامت
مىپردازند، دچار حيرت و شگفتى مىشويم! اينان در واقع نخستين پرچمداران و طلايه داران اسلام و صاحبان درفش پر افتخار دعوت به توحيد در جهان و رهبران بلا منازع امّت محسوب مىشوند. سبحان اللَّه!! چه صفحه شكوهمندى است! چه انگيزهاى موجب شده تا اين پيران سالخورده سپاهى ويژه به نام «كتيبة الخضراء» تشكيل دهند؟! و چه انگيزهاى در كار است كه اينان چنين دست از جان شيرين خود شستهاند؟! با كدامين انگيزه به ميدان آمدهاند؟! حال آنكه اگر ايشان در خانههايشان هم قرار مىگرفتند و به اين جنگ رهسپار نمىشدند، باز هم از تكريم و احترام آنان چيزى كاسته نمىشد!!
امّا مسأله حيثيت اسلام بود و اين پيران خود نسل قرآن بودند. آيا مگر اين قرآن نيست كه مى تواند شخصيّت انسان را چنان شكل دهد و او را چنان بارآورد كه در سالهاى پيرى هم مبارزه كند و از ماديات پا فراتر نهد؟ اينان در برابر ارتداد جاهلى مآبانه بنى اميّه از هيچ تلاش فرو گزار نكردند و دل پيامبر را با فداكاريهاى كه بايد انجام مىدادند، شاد نمودند.
نيرنگ به جاى شجاعت
آمادگى روحى بالاترين نيرويى بود كه سپاه اسلام بدان تكيه داشت و اگر چه همين نيرو دلاوريها و قهرمانىهاى بسيار شگرفى آفريد امّا آنچنان هم نبود كه پيروزى نهايى را در دسترس آنان قرار دهد. چون كار جنگ به درازا انجاميد برخى از سُست عنصران در ميان سپاه امام عليه السلام سر برافراشتند. معاويه كه از دستيابى به هر وسيله ممكن براى رسيدن به پيرزوى ابايى نداشت، بخوبى پى برد كه چگونه مىتواند از فشارها و دشواريهايى كه در صفوف سپاهيان على عليه السلام يافت مىشد، بهرهبردارى كند. بيشتر سپاهيان امام از نظر آگاهى و بينش در اندازهاى نبودند كه بتوانند مبارزه ميان مكتب و جاهليّت را دريابند. كسانى كه