هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧١٨ - مولود فرخنده
فرمود: پس گواه باشيد كه او در زمان حيات من وكيلم و پس از مرگم جانشين من است. [١]
امام موسى كاظم از تمام وسايل موجود براى بيان امامت امام رضا استفاده مىكرد. مثلًا نامهاى در اين باره نگاشت و شصت تن از سران مدينه را بر آن گواه گرفت. [٢]
آنحضرت در دوران حيات خويش، كارها را به امام رضا ارجاع مىداد.
چنان كه يك بار او را به بصره فرستاد تا نامههايى به عبداللَّه بن وحوم تحويل دهد و به عبداللَّه نيز دستور داد كه پاسخ نامهها را به دست فرزندش رضا در مدينه بسپارد. [٣]
همچنين وى در بصره الواحى نگاشت و آن را به شيعيان بصرى خويش سپرد. در اين الواح نوشته شده بود:
«وصيّت من به بزرگترين فرزند من است». [٤]
آنحضرت برخى از حقوقى را كه نزد او مىآوردند، مىگرفت و برخى ديگر را باقى مىگذاشت تا به جانشينش پس از او پرداخت شود. در واقع امام كاظم با اين كار مىخواست نشانهاى آشكار براى جانشين پس از خود باقى گذارد چنان كه اين كار را با داوود بن زربى انجام داد. [٥]
چنين اقداماتى برغم شرايط سياسى دشوارى انجام مىشد كه امام در زمان
[١] - بحارالانوار، ج ٤٩، ص ١٥.
[٢] - همان مأخذ، ص ١٧.
[٣] - همان مأخذ، ص ١٦.
[٤] - همان مأخذ، ص ١٩.
[٥] - از برخى احاديث معلوم مىشود كه اين مرد در تقيه به سر مىبرده و همين امر اقتضا مىكرده است كه بر خوردى مناسب با حال او انجام پذيرد.