هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٤٠ - علم الهام
و پسر و روح القدس بود اين وضع همچنان ادامه داشت و در صدر اسلام نيز در آنها تغييرى روى داده نشد تا آنكه عبد الملك به حكومت رسيد. او كه مردى هوشمند بود، متوجّه اين امر شد.
روزى به كاغذى برخورد، به حاشيه آن نگريست و دستور داد آن را به عربى ترجمه كنند. چون اين نقوش ترجمه شد وى را خوش نيامد و گفت: چه دشوار است براى دين اسلام كه حاشيه كاغذها و آنچه در گرداگر كاسهها و جامههاست و در مصر ساخته مىشوند و نقش و نگارهايى كه روى پردهها و غير آنها در اين ديار كه اين همه وسعت و ثروت و جمعيّت دارد انجام مىشود اين گونه باشد! اين كاغذها از مصر بيرون مىآيد و در آفاق و شهرهاى مختلف دست به دست مى گردد در حالى كه بر روى آنها عبارات شرك، حك شده است! سپس وى نامهاى به عبد العزيز بن مروان، عامل مصر نوشت مبنى بر آنكه اين حاشيهها را بر روى هر جامه و كاغذ و پرده و ... ديد باطل كند و به جاى آن، آنها را به سوره توحيد و شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَاإِلهَ إِلَّا هُوَ ... مزين سازد. حاشيه كاغذها تا آن وقت همين بود نه يك كلمه بيش و نه يك كلمه كم و بدون تفاوت. همچنين وى به ديگر كارگزاران خود دستور داد كه چنانچه در محلّ تحت فرمان خود كاغذهاى مزيّن به طراز رومى را ديدند از بين ببرند و اگر پس از دستور عدم استفاده از آنها، از اين كاغذها نزد كسى يافتند او را به شدّت مجازات و به زندانهاى دراز مدّت محكوم كنند.
چون كاغذهاى مزيّن به طراز جديد مزين به سوره توحيد در ميان مردم رواج يافت و برخى از آنها به ديار روم برده شد، خبر اين اقدام عبد الملك در روم انتشار يافت و به گوش پادشاه آنان رسيد. وى دستور داد اين طراز را براى او ترجمه كنند و چون آن را خواند بسيار خشمگين شد و به عبد الملك نوشت:
كار كاغذ سازى و آنچه در آنجا نقش و نگار مىيابد متعلق به روم است. اين روال