هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٥٠ - دوران امامت
به من برسد و با اين دو تن (قيس بن سعد و سعيد بن قيس) مشورت كن. پس اگر به معاويه برخوردى با او جنگ آغاز مكن تا آنكه او نخست جنگ را آغازكند. پس اگر چنين كرد با او بجنگ و اگر تو كشته شدى فرمانده سپاهيان قيس بن سعد است و اگر او نيز كشته شد، سعيد بن قيس فرمانده سپاهيان خواهد بود». [١]
سپس آنحضرت خود با سپاهى بى شمار كه تعداد آن را سى هزار و يا بيشتر ذكر كردهاند، حركت كرد و تا «مظلم ساباط» كه نزديك مداين بود رسيد.
توطئههاى معاويه در جلوداران سپاه امام حسن عليه السلام كارگر افتاد. خبرى در ميان سپاهيان شايع شد كه اثرى ژرف در روحيه آنان داشت. شايع شد كه: «حسن براى برقرارى صلح با معاويه مكاتبه مىكند پس چرا شما خود را به كشتن مىدهيد».
پس از شايع ساختن اين خبر در ميان سپاهيان، معاويه با اعطاى مال و دادن وعده، كوشيد تا نظر فرماندهان سپاه را به سوى خود جلب كند. فرماندهان نيز پنهانى به اردوگاه معاويه رفت و آمد مىكردند. عبيد اللَّه خبر اين ماجرا را طى نامهاى براى امام حسن نوشت. توطئههاى معاويه در همين حد چندان اهميّت نداشت، اما همين كه وى توانست وجدان فرمانده كل سپاهيان امام حسن را بخرد، اين توطئهها رنگ ديگرى به خود گرفت.
معاويه نامهاى خطاب به عبيداللَّه نوشت و در آن گفت:
حسن درباره صلح به من نامه نگاشته است و امر را به من تسليم خواهد كرد پس اگر تو همين حالا در اطاعت من پاى نهى، از فرماندهان من خواهى بود و گرنه دنباله رو من خواهى شد، و اگر تو سخن مرا همين الآن بپيذيرى هزار هزار
[١] - بحار الانوار، ج ٤٤، ص ٥١.