هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٩٧ - دانشگاه بزرگ
كه از عهده پاسخ گويى به آن موج بر آمد و آن را از حركت باز انداخت و به غبار تبديل كرد. از آنجا كه ما مىكوشيم زندگى آن امام بزرگ را خلاصه وار بررسى كنيم و خطوط ويژه مدرسه بزرگ آنحضرت را مشخص سازيم، بايد مرورى گذرا نيز به اين موج فراگير داشته باشيم.
پيش از اين گفتيم كه فتوحات اسلامى، موجب شد تا بر خوردهاى نيرومندى ميان مسلمانان و تازه مسلمانان پديد آيد. از آنجا كه بيشتر مسلمانان درك و بينشى شايسته و استوار از اسلام نداشتند، اين برخوردها به نتيجهاى نا مطلوب و منفى انجاميد، و مسلمانان را به دو گروه تقسيم كرد. گروه اوّل محافظه كاران و قشرى گرايانى بودند كه تنها جنبه ظاهرى دين را گرفته و از فهم جوهر و حقيقت و كُنه آن باز مانده بودند. اينان عقل و خرد خود را همراه با آن معيارها گم كرده بودند. گروه خوارج از پيشتازان اين گرايش بودند چنان كه اشاعره نيز اين گونه بودند، البته با ملاحظاتى در طوايف آنها از نظر اختلاف در كميّت و كيفيّت.
گروه دوّم تندروهايى بودند كه شديداً از وضع موجود در جامعه تأثير پذيرفته بودند. اينان معيارها را به كنارى افكنده و تنها بدانچه عقلهاى كوته آنها بر حسب اختلاف گرايشها و دگرگونى شرايط، به آنان ديكته مىكرد، اكتفا كرده بودند. در پيشاپيش اين گروه، ملحدان و پس از آنها با فاصله بسيار. معتزله و ديگر فرقههايى كه بديشان نزديك بودند، جاى داشتند.
بنا به طبيعت وضع اجتماعى موجود در آن روزگار كه مرتد بد حال تر از كافر اصيل قلمداد مىشد، آنان مجبور به استتار بودند. اگر چه مرتدان در همان هنگام جزو اقليّت به شمار مىآمدند، امّا انديشههايشان را از آبشخور فلسفه يونان، سيراب مىكردند.
اعراب تا آن روزگار با انديشههاى يونانى هيچ آشنايى نداشتند، آشنايى آنان