هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٩٣٩ - آخرين وصيت
«هنگامى كه كفر ورزان در دل خويش حميّت نهادند، حميّت جاهليّت پس خداوند آرامش خود را بر پيامبرش و مؤمنان فرو فرستاد و كلمه تقوا را همراه ايشان كرد كه آنان بدان سزاوارتر و شايستهترند و خدا به همه چيز داناست.»
فرق بسيارى است ميان غيرت جاهلى و كلمه تقوا. چون حميّت كه ابن خلدون آن را عصبيّت مىنامد و آن را سبب فرمانروايى و محور مدنيّت مىداند، از ارزشهاى مادى نشأت مىگيرد و به ستيز و خونريزى وا مىدارد و به هيچ وجه با احكام الهى كه داراى ارزشهاى انسانى پاك از شايبههاى شرك و حقد و تحزب است، مناسبت ندارد.
از همين روست كه خداوند سبحان مىفرمايد:
وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ [١].
«از پيامبر و صاحبان امر از ميان خودتان پيروى كنيد.»
بدين سان طاعت اولى الأمر، در راستاى طاعت خدا و رسول جاى دارد و حتّى تبلورى از آن دو، و وسيلهاى براى رسيدن به آن دو است. بنابر اين اطاعت خدا و پيامبرش بدون اطاعت از اين رهبرى كه خداوند بدان فرمان داده، چگونه امكان پذير خواهد بود؟!
ثانياً: از آنجا كه اساس مرجعيّت، تقواست نه قومگرايى بنابر اين، اين كيان از مرزهاى اقليم و نژاد و زبان و ديگر تمايزات مادّى كه ميان مردم جدايى مىاندازد، پا فراتر مىنهد و جامعه اسلامى پاكيزهاى پديد مىآيد كه بر اساس طاعت از امام بر حقّ (ولّى امر مسلمانان) بنيان گرفته و پلى است ميان امتهاى
[١] - سوره نساء، آيه ٥٩.