هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٩٣٨ - آخرين وصيت
شتاب گيرد.
از آنجا كه عصر امام حسن عسكرى عليه السلام به تحكيم اين رهبرى (مرجعيّت) ويژگى مىيابد و نيز به خاطر آنكه اين رهبرى تا كنون عهده دار امور دنيوى و اخروى شيعيان بوده است، مناسبت دارد در همين جا اندكى از واقعيت مرجعيّت و ابعاد آن سخن بگوييم:
اوّلًا: از آنجا كه مرجعيّت، نظامى الهى است و نيروى اجرائى اوامر آن از فطرت انسان و وجدان و روح تقوا در درون او سرچشمه مىگيرد، اين نظام مىتواند با ساير احكام شرعى كه آنها هم با روح تقوا به اجرا در مىآيند، منسجم و هماهنگ باشد.
سياست در اسلام، همچون جامعه وامور شخصى، محراب عبادت و معراج مؤمن است. به خاطر خداست كه مؤمن از ولّى امر خويش فرمان مىبرد و در راه خدا به نبرد با دشمنان خدا مىشتابد و براى كسب خوشنودى خداست كه زير درفش جنبش دينى گرد مىآيد و او امر دين را به اجرا مىگذارد و براى تبعيّت از فرمان خداست كه با طاغوت به مخالفت مىپردازد و بر ضدّ قدرت ستمگر مىشورد و موجوديّتى سياسى به جاى آن بنا مىنهد.
از اين رو كلمه تقوا و نه غيرت جاهلى و عصبيّت تنگ و محدود آن، محور جامعه اسلامى مىگردد و به صورت نقطه عطف آن و زنجيرى كه اركان جامعه را به هم مىپيوندد، در مىآيد ... از همين روست كه در قرآن مىخوانيم:
إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً [١].
[١] - سوره فتح، آيه ٢٦.