شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٦٣٨ - بيان اين خبر كه الكذب ريبة و الصدق طمأنينة
شنيدن و گفتن سخنان تهى از معنى و غيبت ديگران در تو ملال پديد نمى گردد.
مكاس: چانه زدن در خريد و فروش.
اكل لخم: اشارت است به قرآن كريم: أ يحب أحدكم أن يأكل لحم أخيه. (نگاه كنيد به: ذيل بيت ١٠٧/ ٣.
شله: نگاه كنيد به: ذيل بيت ١٤٢٧/ ٦.
(مثال هايى است از كسانى كه عمرى را در كارهاى بيهوده مى گذرانند و از آن خسته نمى شوند اما اگر سخنى حق به آنها بگويند ملول مى گردند.) درد: كنايت از رنجى كه از شدت اشتياق به چيزى دست مى دهد و همان اشتياق آن رنج رااز او مى زدايد.
خو كردن: وجين كردن. بريدن.
|
كنون روز ارجاسب را نو كنيم |
به طبع جوان باغ را خو كنيم |
|
خادع: فريبنده.
درمان هاى ژاژ: درمان هاى بيهوده. (درمان هاى بيهوده و دروغين درد را درمان نمى كند.) در آن اشارتى است به مدعيانى كه خود ناآگاه اند ليكن براى رونق كار خويش راهنمايى را پيشه مى سازند و مردم را مى فريبند.
آب شور: كنايت از وسيلت هايى كه ظاهرى فريبنده دارد.
چنانكه ديديم مردى كه از بغداد به مصر آمده بود گرفتار شحنه گرديد و پاسخ شحنه را به حقيقت داد و شحنه سخن او را كه از دل برخاسته بود پذيرفت. بدين مناسبت به مطلبى مى پردازد كه باز هم در مطاوى مثنوى آمده است: در اين جهان بازارى است و در اين بازار كسانى هستند كه دلسوز دردمندان اند و كسانى خواهان فريب دادن آنان، هر يك مى كوشد تا متاع خود را بفروشد و هر يك را طالبى است كه پى او مى رود و سخن او را مى شنود و مى پذيرد. تا تو چه خواهى و پى كدام يك بروى. آنچه تو را به دنبال اين يا آن مى برد و يا سخنان آنان را در ذهن تو خوش مى نماياند دعوت آنان نيست. تمايل تو است. اگر تشنه حقيقت باشى پى راهنماى راستين مى روى و اگر نه به دنبال مدعى دروغين مى افتى واين مطلب را با مثال هاى روشن بيان مى كند.