شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤ - تمامت كتاب الموطد الكريم
از شنيدن آن بهره مند گردد.) پنج و شش: كنايت است از پنج حس و شش جهت، و آنچه محدود كننده است و از عوارض عالم خلق. (عالم عشق وراى عالم طبيعت است.)
|
پس بپرسيدش كه اين احوال خوش |
كه برون است از حجاب پنج و شد |
|
نزديك تر: زودياب تر.
مستتر: پوشيده. (تاكنون گفتنى ها به كنايت. و رمز گفته شده، و همگان را نيروى فهم آن معانى نيست. شايد در آينده دستورى رسد و سخن گشاده تر گفته شود.) دعوت وارد است ...: ادع إلى سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة (نحل، ١٢٥) با قبول و نا قبول ...:
|
امر آمد كه اتباع نوح كن |
ترك پايان بينى مشروح كن |
|
در قرآن كريم است: ما على الرسول إلا البلاغ\*. (مائده، ٩٩) نوح نهصد سال ...: و لقد أرسلنا نوحا إلى قومه فلبث فيهم ألف سنة إلا خمسين عاما. (عنكبوت، ٤١) دم به دم ...: اشارت است بدين آيه: فلم يزدهم دعائي إلا فرارا. (نوح، ٦) علالا: (اسم صوت) مولف برهان قاطع آن را فارسى و فرهنگ رشيدى مخفف (على الله) گرفته است. اين كلمه در ديوان كبير نيز آمده است.
|
گر افلاك نباشد، به خدا باك نباشد |
دل غمناك نباشد، مكن بانگ و علالا |
|
و به معنى بانگ و فرياد است.
مه فشاند ...:
|
بدر بر صدر فلك شد شب روان |
سير را نگذارد از بانگ سگان |
|
ابتلا: آزمايش. گرفتار هم معنى كرده اند ولى دقيق نيست. يوسف بن احمد مولوى مضمون بيت را گرفته از حديث
: كل ميسر لما خلق
دانسته و احاديث مثنوى آن را ثبت كرده است.