شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٧١٠ - خطاب حق تعالى به عزرائيل
داستانى را كه مولانا درباره نمرود به شعر در آورده است در جوامع الحكايت درباره شداد، پسر عاد، آمده است. (نگاه كنيد به: مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى، ص ٢٢٧) نقيب: معنى هاى چند دارد: مهتر، سرپرست، رئيس. مأمور رسيدگى به كار لشكريان. در اين بيت معنى مهتر و رئيس مناسب تر است.
كئيب: اندوهگين. (از آنان كه جانشان را گرفتى و اندوهگين بودند به كى رحم كردى.) اهمال كردن: واگذاردن، انجام ندادن.
تا بگويم ...: متعلق به بيت بالاست. (دلم بر همه مى سوزد تا آنجا كه مى گويم كاشكى خدا جان مرا به جاى او بگيرد اما امر حق را نمى توانم واگذارم.) ز امر كن: امرى كه اجراى آن واجب است. و در آن اشارت است به آيه ١١٧ سوره بقره.
بس بديدم: پس از آن واقعه مصيبت هاى فراوان ديدم ليكن هيچ يك بدان سختى نبود كه آن طفل كه در دريا ماند.
اكل: خوردنى ها.
نمونه است براى نشان دادن قدرت حق تعالى در حفظ آفريندگان و نگهدارى آنان از آفت ها كه اگر ارداه او تعلق گيرد شيشه را در بغل سنگ نگه مى دارد. (امثال و حكم) سپس ناسپاسى آنان چنانكه در بيت هاى ٤٨٢٩ به بعد است.