شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٩٩ - درآمدن ضرير در خانه مصطفى
در آمدن ضرير: درباره مأخذ اين داستان يك روايت از دو طريق اهل سنت و شيعه نقل شده است. زهرى از نبهان از ام سلمه روايت كند:
كنت عند رسول الله ص، و ميمونة. فأقبل ابن ام مكنوم حتى دخل عليه و ذلك بعد ان امرنا بالحجاب. فقال رسول الله احتجبا منه فقلنا يا رسول الله اليس اعمى لايبصرونا و لا يعرفنا قال أفعمياوان انتما الستما تبصرانه.
(مسند احمد، ج ٦، ص ٢٩٦، سنن ابى داود، ج ٤، ص ٦٣، حديث ٤١١٢) و از طريق شيعه همين روايت در مكارم الاخلاق طبرسى (ص ٢٣٣) و بحار الانوار (ج ١، ص ٣٧) آمده است و چنانكه مى بينيم گوينده حديث ام سلمه است و زنى كه با او بود ميمونه است و در روايتى كه در تفسير ابوالفتوح رازى (ذيل آيه ٣٠ سوره نور) آمده و در مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى (ص ٢٠٢) نقل شده، آنكه هنگام درآمدن ابن ام مكتوم پنهان شد فاطمه (ع) است نه عايشه.
ضرير: نابينا.
نوابخش تنور ...: اى كه ناپختگان را به گفتار و كردار به كمال مى رسانى.
مستسقى: آب خواهنده. كنايت از «هدايت جو».
غيورى: اشارت است به حديث:
اتعجبون من غيرة سعد فوالله لأنا اغير منه.
(نگاه كنيد به: ذيل بيت ١٧٦٣/ ١) يا بنون: اى پسران.
قما: (تركى) در لغت نامه دو معنى براى آن آمده است: ١. زن صيغه كه بر سر زن عقدى گيرند (غياث اللغات)، و اين معنى در متون فارسى ديده مى شود. ٢. دارويى كه براى تقويت قوه باه دهند و اين معنى گويا برگرفته از همين بيت است و درست نيست. در بيت مولانا «قما» به همان معنى نخست است. قوما: كنيزى نامند كه مدخوله مالك باشد (سنگلاخ).
گو به كيوان درافكندن: كيوان زحل است و آن را در آسمان هفتم مى دانستند كه پايان افلاكى است كه سياره ها در آن افلاك است. (از آسمان ها برتر رفتم.) در شعاع لاشدن: مغلوب گرديدن. (هر كه با من در افتد مغلوب و نيست شود.) هر شب غايب شدن: اشارت به حالتى است كه رسول اكرم را بود و در آن حالت با ديگران به سر مى برد و حالتى ديگر كه در آن حال از آنان غايب بود و تعبير سعدى از