شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٤٨ - وصيت كردن مصطفى
از دهان او دوان:
ان الله يقول الحق على لسان عبده.
(شرح انقروى و شرح نيكلسون.) بى جهات: عالم غيب.
همچو از سنگى: چنانكه در قرآن كريم درباره موسى (ع) است: فقلنا اضرب بعصاك الحجر فانفجرت منه اثنتا عشرة عينا (. بقره، ٦٠) و نيز و إن من الحجارة لما يتفجر منه الأنهار (. بقره، ٧٤) و نگاه كنيد به: داستان «غلامى كه رسول ٦ مشك آب او را پر كرد» (٣١٤٧/ ٣).
اسپر خود كرده حق: خداى تعالى در اين جهان كارها را به وسيلت انجام مى دهد، چنانكه سنگ را وسيلت روان ساختن چشمه مى سازد.
|
مشك خود روپوش بود و موج فضل |
مى رسيد از امر او از بحر اصل |
|
(نگاه كنيد به: ذيل بيت ٣١٤٩/ ٣) نه ز پيمه آن مايه ...: نگاه كنيد به: ذيل بيت ٢٤٠٤/ ٤.
باد جاذب: «گوش عضوى است كه از غضروف و عصب و گوشت آفريده و بر سان بادبان و گوشت آفريده و بر سان بادبان كشتى برداشته تا هوا كه از آواز سخنگوى بجنبد و موج كند در وى افتد و در وى افتد و اندر سوراخ گوش بگذرد و بر عصب حس آيد.» (الاغراض الطبيه، ص ٨٣) الاذنان من الرأس: عبارتى است فقهى و در مورد شستن چهره است در وضو كه بر طبق گفته فقيهان اهل سنت و جماعت هنگام مسح سر بايد گوش را هم با همان رطوبتى كه سر را مس كرده مسح كند و اگر براى مسح گوش آبى تازه بردارد مكروه است. (الفقه على المذاهب الاربعه، ج ١، ص ٧٧) ولى مقصود از جمله «الاذنان من الرأس» در اين بيت اين است: چنانكه گوش وابسته به سر است همه اجزاى عالم وابسته به حضرت حق است.
مثاب: مأجور. ثواب داده شده. (مجرد خطاب است.) از منش واخر: سخن مالك بلال است: اگر دلت بر او مى سوزد و صاحب كرم هستى او را از من بخر.
مؤنت: نفقه، خرج. و مقصود بهاى بلال است.
تن سپيد: چنانكه ابن حجر در الاصابه نوشته است، ابوبكر بنده سياهى به جاى بلال به فروشنده داد.