شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٠٢ - امتحان كردن مصطفى
واقف است يا خود مقلد: در بيت هاى پيش گفت چون ضرير به خانه رسول ٦ درآمد عايشه گريخت. اين بيت ها بيان آن است كه پنهان شدن عايشه به خاطر آگاه بودن از درون رسول ٦ بود و رشك او را مى دانست و چنان كه بيان كرده است عايشه با دست ها اشارت كرد تا نابينا آواز او را نيز نشنود.
غيرت عقل است ...: سخن مولاناست درباره مثنوى، كه پنهان داشتن معنى و آشكار ساختن لفظ براى آن است كه جز خاصان نبايد حقيقت آ را دريابند، چنانكه خداى تعالى حقيقت روح را آشكار نفرمود و رسول ٦ را گفت: و يسئلونك عن الروح قل الروح من أمر ربي. (اسراء، ٨٥) مولانا بيان نكردن حقيقت روح را ناشى از غيرت حق بر آن تفسير كرده است. آنگاه درباره مثنوى گويد همان گونه كه حقيقت روح نبايد آشكار گردد معنى هاى مثنوى هم بايد در الفاظ پنهان ماند.
نصوح: نصح: به معنى خالص است از هر چيز، و در بيت به معنى اندرز. و مقصود از نصوح، معنى هاى گزيده مثنوى است كه هريك پندى است در پوشش لفظ ها پنهان شده. آنچه در مثنوى آمده حقيقت محض است، ليكن براى مصون ماندن از تعرض كج انديشان در قالب داستان و تشبيه آمده است.
با چنين پنهانى ...: تشبيهى است روح پنهان را با معنى هاى مثنوى. (با اين پنهانى كه معنى ها راست و همچون روح پنهان است چرا عقل بر آن رشك مى برد.) از كه پنهان مى كنى ...: چگونه مى خواهى آن را كه نورش رويش را پوشيده (ديده توان ديدنش را ندارد) پنهان كنى.
اين بيت ها به ظاهر دنبال بيت هاى پيش است درباره معنى هاى مثنوى كه در قالب داستان ها و تشبيهات بيان شده اما مقصود اصلى او از آنكه نورش روى او را پوشيده است، حسام الدين است چنانكه در اين بيت ها بدان تصريح مى كند.
|
اى ضياء الحق حسام الدين كه نور |
پاسبان توست از شر الطيور |
|
|
پاسبان توست نور و ارتقاش |
اى تو خورشيد مستر از خفاش ... |
|