شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٧٢ - در بيان آنكه مصطفى
در بيان آنكه مصطفى ٧ شنيد كه عيسى ٧ بر روى آب رفت فرمود لو ازداد يقينه لمشى على الهواء
|
همچو عيسى بر سرش گيرد فرات |
كايمنى از غرقه در آب حيات |
|
|
گويد احمد گر يقينش افزون بدى |
خود هوايش مركب و مأموران بدى |
|
|
همچو من كه بر هوا راكب شدم |
در شب معراج مستصحب شدم |
|
لو ازداد يقينه ...: اگر يقين او افزون مى شد بر هوا مى رفت.
حديثى در اين باره با اندك اختلاف در بعض الفاظ، در احياء علوم الدين، شرح تعرف، مصباح الشريعه، لمع ابن سراج و ديگر كتاب ها ديده مى شود. عبارت احياء چنين است:
قيل للنبى ٦ ان عيسى ٧ يقال انه مشى على الماء فقال ٦ لو ازداد يقينه لمشى على الهواء.
(احياء علوم الدين، ج ٤، ص ٨٤) و در شرح تعرف آمده است:
قيل يا رسول الله ان عيسى صلوات الله عليه مشى على الماء فقال لو ازداد يقينا لمشى على الهواء.
(شرح تعرف، ربع دوم، ص ٣٥) و در لمع چنين است:
رحم الله اخى عيسى لو ازداد يقينا لمشى فى الهواء.
(لمع، ص ١٠٢) و عبارت مصباح الشريعه اين است:
ذكر عنده ان عيسى بن مريم ٧ كان يمشى على الماء فقال لو ازداد يقينه لمشى فى الهواء.
(مصباح الشريعه، ص ٤٧١) مضمون روايت در هر سه كتاب ناقص بودن يقين عيسى (ع) است در نظر پيغمبر اسلام. با قدمت و شهرت مصباح الشريعه و دقت در عبارت حديث و مقابله آن با آنچه در لمع، شرح تعرف، و احياء علوم الدين آمده مى توان مطمئن شد كه آنچه در شرح تعرف و احياء علوم الدين آمده، برگرفته از مصباح الشريعه است.
زين الدين عبدالرحيم در كتاب المغنى عن حمل الاسفار فى الاسفار فى تخريج ما فى الاحياء من الاخبار كه در حاشيه احياء علوم الدين چاپ شد درباره اين حديث چنين نوشته است: «حديثى است منكر و بدين صورت شناخته نيست و آنچه شناخته است، حديثى است كه ابن ابى الدنيا در كتاب اليقين از گفته بكر بن عبدالله مزنى آورده است.» ترجمه آن حديث اين است: حواريون پيمبر خود را نديدند. به آنان گفتند او رو به دريا نهاد. آنان در پى يافتن وى به راه افتادند. چون به دريا رسيدند، او را ديدند كه بر روى آب به سوى آنان مى آيد. و حديثى را آورده است كه: عيسى گفت اگر فرزند آدم به اندازه موثى يقين داشت بر روى آب مى رفت. و ابو منصور ديلمى در مسند الفردوس به سندى ضعيف از حديث معاذ بن جبل آورده است كه: اگر خدا را چنانكه بايد مى شناختيد بر درياها مى رفتيد و به دعاى شما كوه ها از جا كنده مى شد.
اكنون بايد ديد مصباح الشريعه از كيست. مصباح الشريعه كتابى است در علم اخلاق و در صد باب است. سيد رضى الدين ابن طاوس (وفات: ٦٦٤ ه. ق) آن را از امام صادق (ع) دانسته است. اما مجلسى و شيخ حر عاملى را بر اين كتاب اعتمادى نيست. مؤلف الذريعه به نقل از خط سليمان ماحوزى و به روايت او از مجلسى آورده است كه مصباح الشريعه گرد آورده شقيق بلخى است. (الذريعه، ج ٢١، ص ١١٠) آنان كه با سخنان رسول ٦ و امامان (ع) آشنايند، مى دانند اين بزرگواران هيچ گاه پيمبران پيشين را تخطئه نكرده اند. مولانا نيز خود در مطاوى مثنوى بارها بدين نكته اشارت كرده است كه آنان هرچند به تن متفرق اند، در روح و جان يكى هستند. دقت در مضمون روايت و عبارت هاى مصباح الشريعه نشان مى دهد گرد آورنده آن شقيق بلخى يا يكى از عارفان است و برخى عبارت هاى آن با سخنان بزرگان صوفيه همانندتر است تا به سخنان امام صادق (ع). اما درباره حديث مورد بحث، در اصول كافى حديثى از امام صادق (ع) آمده است كه احتمال مى رود آنچه در مصباح الشريعه در اين باره آمده بر اساس اين روايت است: عيسى بن مريم (ع) در شهرها مى گرديد. در يكى از سياحت هاى خود با مردى از يارانش كه كوتاه قد و بسيار ملازم او بود مى رفت. چون به دريا رسيد گفت بسم الله بصحة يقين منه. پس بر آب روان شد. مرد كوتاه قد چون بدو نگريست كه از آب گذشت گفت بسم الله بصحة يقين. و بر آب رفت و به عيسى رسيد. پس عجب او را فرا گرفت و با خود گفت اين عيسى روح الله است بر آب مى رود و من بر