شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٩٧ - حكايت امرء القيس كه پادشاه عرب بود و به صورت عظيم به جمال بود،
و در بيت مورد بحث نيز به همين معنى به كار رفته است و مقصود از آن آسودن و استراحت كردن است و تفسير آن به افكندن تعلقات مادى و مانند آن، با مقام مناسب نيست، هرچند ممكن است در مورد ديگر بدين معنى به كار رفته باشد.
حوايج: جمع حويج: حبوب، و سبزى و ديگ افزار.
حوايج از پزش يك لخته اند: همه پخته شده و در هم آميخته اند.
اعتناق: دست در گردن كردن است، و به هم پيوستن. و در اين بيت به معنى دوم است. (اگر چيزى را مى ستود نشان آن بود كه يوسف بدو توجهى كرده و اگر نكوهش مى كرد نشان آن بود كه از فراق يوسف در رنج است.) صد هزاران نام ...: از حال خويش چنان غائب بود كه نه از سرما خبر داشت و نه از گرما نه از جوع و نه از عطش. ذكر يوسف او را به جاى اين همه بيستادى. (شرح تعرف، ص ١٤٣٣) گرسنه بودى: اندر خبرها آمده است كه مشاهدت يوسف (ع) زليخا را هفت سال غذا گشت. (شرح تعرف، ص ٦٤٩) ور بدى درديش: از هرچه او را الم رسيدى چون در يوسف نگاه كردى نام يوسف بردى نيز، از الم خبر نداشتى. (شرح تعرف، ص ١٧٩٢) وقت سرما ...: و در قصه زليخا چنين آورده اند كه چون محبت بر او غالب گشت، همه صفات او يوسف گشت. به وقت سرما ذكر يوسف بر زبان راندى تا به يوسف نگه كردى خوى از او روان گشتى. و گر به گرما يوسف را ياد كردى تا بدو نظاره كردى به راحت افتادى، و گر به گرسنگى يوسف را ياد كردى از طعام مستغنى گشتى. (شرح تعرف، ص ٢٣٠- ٢٣١) نام پاك: نام خدا. (همه مردم نام خدا را بر زبان مى آورند، اما گفتن آن نام هنگامى كارساز است كه از صميم دل برآيد يا به فرموده مولانا عشقناك باشد.) آنچه عيسى كرد ...: شارحان در مرجع ضمير «ورا» و «او» به خطا رفته اند، ضمير او را به عيسى باز گردانده اند و اين تكلفى است. مرجع ضمير «ورا» زليخا و مرجع «او» يوسف است. اين بيت دنبال بيت پيش است كه فرمود زليخا از نام يوسف گرم مى شد. و معنى بيت چنين است: آنچه عيسى (ع) از نام خدا به دست مى آورد (٢٥٨٤/ ٣) از نام يوسف براى زليخا پيدا مى شد.