شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٨٧ - باقى قصه فقير روزى طلب بى واسطه كسب
|
تا كه بازان جانب سلطان روند |
تا كه زاغان سوى گورستان روند |
|
|
كاستخوان و اجزاء سرگين همچو نان |
نقل زاغان آمده است اندر جهان |
|
|
قند حكمت از كجا زاغ از كجا |
كرم سرگين از كجا باغ از كجا |
|
|
نيست لايق غزو نفس و مرد غر |
نيست لايق عود و مشك و كون خر |
|
|
چون غزا ندهد زنان را هيچ دست |
كى دهد آنكه جهاد اكبر است |
|
|
جز به نادر در تن زن رستمى |
گشته باشد خفيه همچون مريمى |
|
|
آنچنانكه در تن مردان زنان |
خفيه اند و ماده از ضعف جنان |
|
درون بيشه: عالم ارواح و جايگاه روح هاى صالح.
شيران: مردان حق كه صحيفه اعمالشان درخشان است.
امر تعالوا ...: اشارت است به قرآن كريم: و سارعوا إلى مغفرة من ربكم و جنة عرضها السماوات و الأرض. (آل عمران، ١٣٣) درون آيند آن شيران ...: اشارت است به قرآن كريم: و نفخ في الصور فإذا هم من الأجداث إلى ربهم ينسلون. (يس، ٥١) دخل و خرج: به حساب رسيدن. بعض شارحان آن را محصول اخروى و مصروف دنيوى معنى كرده اند ولى ظاهرا اشارت به دو گروه كافران و مؤمنان است. چنانكه قرآن كريم گويد: و سيق الذين كفروا إلى جهنم زمرا حتى إذا جاؤها فتحت أبوابها و قال لهم خزنتها أ لم يأتكم رسل: و آنان كه كافر شدند گروه گروه به دوزخ رانده مى شوند چونكه بدان رسند درهايش گشوده بود خازنان آن آنان راى گويند آيا شما راى پيامبرانى نيامد (. زمر، ٧١) و نيز: و سيق الذين اتقوا ربهم إلى الجنة زمرا حتى إذا جاؤها و فتحت أبوابها و قال لهم خزنتها سلام عليكم طبتم فادخلوها خالدين. (زمر، ٧٣) پيسه گاوا: كافران كه از چارپايان پست ترند: أولئك كالأنعام بل هم أضل. (اعراف، ١٧٩) مرغان آب:
|
سوى آن مرغابيان رو روز چند |
تا تو را در آب حيوانى كشند |
|
(نگاه كنيد به: ذيل بيت ٣٤٨٦/ ٣)