شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٤٣ - رجوع كردن به قصه قبه و گنج
چشم بند ختم: اشارت است به قرآن كريم: ختم الله على قلوبهم و على سمعهم و على أبصارهم غشاوة. (بقره، ٧) بر چه بگشادى: چون خشم خدا بر تو ديده ات را مهر كرده و حقيقت را نمى بينى بر هرچه ديده گشايى بدل حقيقت است و بئس البدل است.
مضمون بيت ها دنباله بيت ٢٢٥٢/ ٦ است كه حقايق را بگذار و به داستان گفتن روى آر كه اين دنيا پرستان نه تنها از ان بهره نمى گيرند، بلكه خواهند چشمه آن را ببندند تا ديگران هم بى بهره مانند. اما چشمه اى كه از درياى فيض الهى مدد مى گيرد بسته نمى شود.
|
ليك خورشيد عنايت تافته است |
آيسان را از كرم دريافته است |
|
|
نرد بس نادر ز رحمت باخته |
عين كفران را انابت ساخته |
|
|
هم از اين بدبختى خلق آن جواد |
منفجر كرده دو صد چشمه وداد |
|
|
غنچه را از خار سرمايه دهد |
مهره را از مار پيرايه دهد |
|
|
از سواد شب برون ارد نهار |
وز كف مغسر بروياند يسار |
|
|
آرد سازد ريگ را بهر خليل |
كوه با داود گردد هم رسيل |
|
|
كوه با وحشت در آن ابر ظلم |
برگشايد بانگ چنگ و زير و بم |
|
|
خيز اى داود از خلقان نفير |
ترك آن كردى عوض از ما بگير |
|
خورشيد عنايت: كنايت از فيض پروردگار كه بر بندگان پيوسته است و ناسپاسى شان افاضت آن رحمت را باز نمى دارند.
نرد نادر باختن: كفران را به نعمت جزا دادن. گناه را نيك به حساب آوردن. لطف پروردگار شامل مى شود و بنده گناهكار را توفيق توبه دست مى دهد و پروردگار بر او مى بخشد چنانكه در قرآن كريم است: فأولئك يبدل الله سيئاتهم حسنات. (فرقان، ٧٠) از سواد شب: اشارت است به قرآن كريم: ذلك بأن الله يولج الليل في النهار و يولج النهار في الليل. (حج، ١٦) معسر: تنگدست.