شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٧٣ - جواب گفتن مسلمان آنچه ديد به يارانش جهود و ترسا و حسرت خوردن ايشان
|
وان بز از بهر ميان روز را |
يخنيى باشد شه پيروز را |
|
آن هنرمندان: جهود و ترسا. (آنان پيش افتادند و هر يك اقبالى و منصبى يافت.) دريافتن: پيوستن.
خبيص: حلوايى كه از آرد و روغن كنجد و شكر و عسل آماده كنند.
بوبطر: شادمان.
عيانستش اثر: آنچه ما از خواب خود گفتيم نقل بود و آنچه تو در خواب ديدى عيان و اثر آن آشكارا. گفته پيغمبر خود را اطاعت كرده اى و حلوا را خورده اى.
جهدى: از جهد كوشش+ ياء مصدرى: كوشش كردن.
خلق حسن: اشارت است به حديث هايى كه در ستودن خوشخويى آمده و از طريق شيعه و اهل سنت روايت شده است. از جمله:
ما يوضع فى ميزآن امرء يوم القيامة افضل من حسن الخلق.
(اصول كافى، ج ٢، ص ٩٩) و على (ع) فرمايد:
لا قرين كحسن الخلق.
(نهج البلاغه، كلمات قصار: ١١٣)
|
بهر اين آوردمان يزدان برون |
ماخلقت الانس الا يعبدون |
|
|
سامرى را ان هنر چه سود كرد |
كآن فن از باب اللهش مردود كرد |
|
|
چه كشيد از كيميا قارون ببين |
كه فرو بردش به قعر خود زمين |
|
|
بوالحكم آخر چه بربست از هنر |
سرنگون رفت او ز كفران در سقر |
|
|
خود هنر آن دان كه ديد آتش عيان |
نه كپ دل على النار الدخان |
|
|
اى دليلت گنده تر پيش لبيب |
در حقيقت از دليل آن طبيب |
|
|
چون دليلت نيست جز اين اى پسر |
گوه مىخور در كميزى مىنگر |
|
|
اى دليل تو مثال آن عصا |
در كفت دل على عيب العمى |
|
|
غلغل و طاق و طرنب و گير و دار |
كه نمى بينم مرا معذور دار |
|
ما خلقت ...: گرفته از قرآن كريم است: و ما خلقت الجن و الإنس إلا ليعبدون. (ذاريات، ٥٦) و نگاه كنيد به: ذيل بيت ٢٩٨٧/ ٣.
سامرى: مردى كه چون موسى (ع) به طور رفته بود، گوساله اى ساخت و اسرائيليان را