شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٧٤ - جواب گفتن مسلمان آنچه ديد به يارانش جهود و ترسا و حسرت خوردن ايشان
فريفت. در داستان هاى قرآن نام او را موسى بن ظفر نوشته اند. در قرآن كريم (سوره طه) گوساله ساختن او آمده است.
از باب الله مردود كردن: از درگاه حق راندن. اشارت است به قرآن كريم: فاذهب فإن لك في الحياة أن تقول لا مساس. (طه، ٩٧) قارون و كيميا (گنج): نگاه كنيد به: ذيل بيت ٢٣٥٦/ ٢.
بوالحكم: ابوجهل. نگاه كنيد به: ذيل بيت ٢٠٤٩/ ٢.
آتش عيان ديدن: به عين اليقين رسيدن. علمى كه دارنده آن را شكى در معلوم خود نباشد. كپ: چنين است در نسخه اساس (به فتح كف). در فارسى «كپ» به معنى دهان يا گرداگرد دهان است. و «گپ» به معنى سخن بيهود ه اما كپ (به معنى گفتار) ديده نشد. (حقيقت را بايد ديد نه به گفتن بدان رسيد.) دل على النار دلالت كرد: از معلول به علت توان راه برد.
در كميز نگريستن: كميز گميز: ادرار. اشارت است به كار پزشكان قديم كه از راه نگرسيتن در شيشه بول بيمار، بيمارى او را مى شناختند: اين مرد كه حالا شأن خودش را بالاتر از طبابت مى داند با وجودى كه هنوز قاروره مى بيند و فضله مى چشد. (اعتماد السلطنه، روزنامه خاطرات، ص ٧٦٧) و نگاه كنيد به: ذيل بيت ١٧٩٤/ ٤.
دل على عيب العمى: چنانكه عصا در دست كور نشانه نابينايى اوست دليل هاى فلسفى نيز نشان گمراه بودن او در شناخت حقيقت است.