شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١١٩ - نكته گفتن آن شاعر جهت طعن شيعه حلب
غفلت از آغاز و نوحه گرى در پايان است. در اين بيت ها مولانا شيعيان حلب را گويد، اگر شيعه راستين هستيد بايستى بدانيد كه او چرا خود را به كشتن داد. بايستى بدانيد چه خسارتى بر مسلمانان رسيد. او و يارانش به لقاء حق پيوستند. نوحه بر آنان نبايد كرد بر خود و دين خراب خود بايد نوحه كنيد. چراكه آنان كه در آن روز شهيد شدند از زندان اين جهان رستند و به جهان جاويدان پيوستند. آن خسارت بر مردم وارد آمد، نه بر آنان. در داستان بلال خوانديم كه چون زن او بر مردنش دريغ مى خورد، «واحرب» مى گفت اما بلال «واطرب» سر مى داد كه امشب نزد محمد و ياران او هستم در كتاب زندگانى مولانا جلال الدين آمده است: صلاح الدين وصيت كرده بود، در جنازه او آئين عزا معمول ندارند و او را كه به عالم علوى اتصاف يافته و از مصيبت خانه جهان رها شده به رسم شادى و سرور با خروش سماع دلكش به خاك سپارند. و مولانا گفت نقاره زنان بشارت آورند و از نفير خلقان قيامت برخاست. (زندگانى مولانا جلال الدين، ص ١٠١)