شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢١٢ - قصه سلطان محمود و غلام هندو
گرگ روبهى نمودن: نا اهل خود را اهل نماياندن. خود را بى آزار نشان دادن و در تشبيه به روباه ظاهر خوش نما و درون پر مكر مقصود است.
جاهل ار با تو ...: گرفته از فرموده على (ع) است: از دوستى نادان بپزهيز چه او خواهد كه تو را سود رساند ليكن دچار زيانت گرداند. (نهج البلاغه، كلمات قصار: ٣٨) دو آلت: كنايت از خير و شر.
شله: آلت مادگى.
|
كنم من هره را جلوه نكو هم شله را زيرا |
كه هره درخور جلوه است و شله درخور چله |
|
گفت يزدان ...: اشارت است به قرآن كريم: سنسمه على الخرطوم: زودا كه بر بينى او داغ خواهيم نهاد. (قلم، ١٦) (سرانجام حيله آن دوست نماى مكار آشكار خواهد شد.) در تفسيرها درباره كسى كه داغ بر بينى وى زده خواهد شد و مولانا در اين بيت بدو تمثيل كرده است گونه گون روايت كرده اند و نيز اينكه آيا داغ در اين جهان است يا آن جهان. بعضى گفته اند اين آيه و آيه هاى پيش از آن درباره اخنس بن شريق است و بعضى گفته اند درباره وليد بن مغيره است ولى در جامع البيان (تفسير طبرى) از ابن عباس روايت شده است آن نشان جاى شمشير است كه در جنگ بدر بر بينى او آمد اگر چنين باشد مقصود وليد بن مغيره نيست چراكه وى سه ماه پس از هجرت مرد و در جنگ بدر حاضر نبوده است. و ... مكتوم كنايت از آلت نهانى اوست.
|
تاكه بينايان ما زآن ذو دلال |
در نيايند از فن او در جوال |
|
|
حاصل آنك از هر ذكر نايد نرى |
هين ز جاهل ترس اگر دانش ورى |
|
|
دوستى جاهل شيرين سخن |
كم شنو كآن هست چون سم كهن |
|
|
جان مادر چشم روشن گويدت |
جز غم و حسرت از آن نفزويدت |
|
|
مر پدر را گويد آن مادر جهار |
كه ز مكتب بچه ام شد بس نزار |
|
|
از زن ديگر گرش آورديى |
بر وى اين جور و جفا كم كرديى |
|
|
از جز تو گر بدى اين بچه ام |
اين فشار آن زن بگفتى نيز هم |
|
|
هين بجه زين مادر و تيباى او |
سيلى بابا به از حلواى او |
|