شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٠٠ - درآمدن ضرير در خانه مصطفى
اين دو حالت نزديك به سروده مولاناست در بيت مورد بحث: «وقتى چنين كه فرمود به جبرئيل و ميكائيل نپرداختى و ديگر وقت با حفصه و زينب ساختى.» (گلستان سعدى، ص ٩٠)
|
باز والليل است ستارى او |
و آن تن خاكى زنگارى او |
|
تا شما بى من ...: اشارت است بدانكه رسول اكرم پيوسته از حال آنان كه با نفاق با او رفتار مى كردند آگاه بود، اما به روى آنان نمى آورد. چنانكه در آيه ٦١ سوره توبه، بدين نكته اشارتى شده است.
پاى زشت ديدن: كنايت از نگريستن به نقص و عيب خود. شما همچون اياز به نقص خود بنگريد كه براى رهايى از خودبينى چارق و انبان را در حجره اى نهاده بود و هر روز براى ديدن آن مى رفت. (نگاه كنيد به: ذيل بيت ١٨٥٧/ ٥ به بعد.) رو نمايم صبح:
|
آفتابش چون برآمد زآن فلك |
با شب تن گفت هين ما ودعك |
|
(نگاه كنيد به: ذيل بيت ٢٩٨/ ٢) امر كن: اشارت است بدانكه خلقت از سوى پروردگار زمان نمى خواهد: إذا أراد شيئا أن يقول له كن فيكون. (يس، ٨٢) (امر كن فيكون كه در لحظه اى صورت مى گيرد، نشان آن است كه سخن را نبايد دراز كرد.)