شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣١١ - پرسيدن آن وارد از حرم شيخ كه شيخ كجاست كجا جوييم؟ و جواب نافرجام گفتن حرم شيخ
مصر. و «سبطى گوساله پرست» كنايت است از آنكه به ظاهر مؤمن است و در درون كافر.
گوساله پرست: اشارت است به داستان گوساله ساختن سامرى و فريفتن او قوم موسى (ع) را و سجده كردن آنان گوساله را چنانكه در قرآن كريم است.
جيفة الليل: مردار شب. كنايت از آنكه شب زنده دار نيست. خفته است.
بطال النهار: روز را به بيهوده كارى به سر مى برد. (هركه فريفته چنين كس شود شب و روز خود را به باطل گذرانده است.) طبل خوار: شكم باره، پرخور.
حال:
|
هر عبارت خود نشان حالتى است |
حال چون دست و عبارت آلتى است |
|
(نگاه كنيد به: ذيل بيت ٣٠٠/ ٢) اباحت: روا داشتن. حلال شمردن. اباحتيان گروهى از صوفى نمايان بودند كه مى گفتند حلال و حرام شرع براى حفظ ظاهر است و عبادت براى رسيدن به كمال. آنكه به كمال رسيد به توحيد حقيقى رسيد بر او اين چنين تكليف ها نيست كه «التوحيد اسقاط الاضافات». و آيه و اعبد ربك حتى يأتيك اليقين (حجر، ٩٩) را چنين تفسير مى كردند، كه عبادت تا جايى است كه عبادت كننده به مرحله يقين نرسيده و چون به يقين رسيد تكليف عبادت از او برخاسته است.
رخصت: گذشته از معنى لغوى به معنى اصطلاحى آن تلميح دارد. (نگاه كنيد به: ذيل بيت ٣٣٤٤/ ٢) اين نكوهش ها هرچند از زبان زن شيخ درباره شوى اوست اما كنايتى است از كسانى كه صوفيان را بى دين و اباحتى مى شمارند.