شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٦٢٨ - سبب تأخير اجابت دعاى مؤمن
|
بى مرادى مؤمنان از نيك و بد |
تو يقين مى دان كه بهر اين بود |
|
دود خلوص بر هوا رفتن: كنايت از ناله كردن از سوز دل.
مجمر: آتشدان.
انين المذنبين: گرفته از حديث است:
انين المذنبين احب الى من زجل المسبحين
: ناله گناهكاران نزد من خوشتر از بانگ تسبيح كنندگان است. (مصابيح القلوب، ص ٣٦١) مستجار: كه پناه بدو برند. پناهگاه.
مستند: تكيه گاه.
مشتهى: به رغبت خواهان.
در بازيچه مستغرق شدن: سرگرم لهو و لعب گشتن. به دنيا پرداختن.
گو بزار: بگذار تا زارى كند.
خوش همى آيد ...: مؤمن براى نياز خود خدا را مى خواند. خداى عزوجل فرمايد در پذيرفتن دعاى او تأخير كنيد كه مرا آوا و دعاى او خوش مى آيد. و چون روز رستاخيز شود خدا گويد بنده من مرا خواندى پذيرفتن تو را به تأخير افكندم و ثواب تو چنين و چنان است ... (ترجمه از بحارالانوار، ج ٩٠، ص ٣٧٤، به نقل از عدة الداعى) وآنكه اندر لابه ...: (آواز او را خوش مى دارم) و اينكه چگونه در لابه كردن مرا مى فريباند.
از پسند: به خاطر پسنديدن.
ذقن: چانه. خوش ذقن: كنايت از زيبا چهره.
فطير: نانى كه خمير آن خوب ور نيامده و آماده نشده باشد، و دير جويده شود.
كد: رنج، كوشش.
داردار كردن: نگاهداشتن.
مثالى است براى بيان كردن تأخير پذيرش دعاى بنده از سوى حق تعالى كه اگر در پذيرفتن تأخير رخ مى دهد نشان آن است كه بنده را نزد خدا اجرى و قربى است.