شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٥٥ - آواز دادن هاتف مر طالب گنج را و اعلام كردن از حقيقت اسرار آن
كمان و تير بر ساخته: به عقل و انديشه خود اعتماد كرده. تعريضى است به فيلسوفان كه مى خواهند حقيقت جهان و شناخت خدا را با دليل هاى فلسفى و قياس هاى منطقى بشناسانند.
صيد نزديك و ...: تلميحى است به آيه شريفه: و هو معكم أين ما كنتم. (حديد، ٤) پشت سوى گنج بودن: خلاف جهت رفتن. (فيلسوف با توسل به قياس ها و استدلال هاى منطقى پيوسته از حقيقت دور مى شود، چراكه براى شناخت حقيقت بايد درون را صافى كرد و به خدا رو آورد تا فيض او بر دل رسد.) جاهدوا فينا: گرفته از قرآن كريم است: و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و إن الله لمع المحسنين: آنان كه در راه ما كوشيدند [روى به ما] آوردند راه هاى خود راى به آنان نشان مى دهيم و همانا خدا با نيكوكاران است. (عنكبوت، ٦٩) جاهدوا عنا: روى از ما بگردانيد. (پروردگار گفت در راه ما كوشيد. روى به ما آريد، نفرمود روى از ما بگردانيد.) كنعان و فراز قله رفتن: نگاه كنيد به: ذيل بيت ١٣٠٧/ ٣ به بعد.
مناص: پناهگاه.
جانى: پذيرفته جان، عزيز چون جان.
جان نادان: اين مثل پذيرفته همگان است كه رنج بهره نادان است.
سبزه و گلبنان: اولياى حق كه وظيفه آنان دستگيرى و ارشاد بندگان است.
عاصم: نگاهدارنده. اشارت است به گفته كنعان: سآوي إلى جبل يعصمني من الماء قال لا عاصم اليوم من أمر الله: زودا كه به كوهى پناه برم تا مرا از آب (غرق شدن) باز دارد.
[نوح] گفت امروز از امر حق بازدارنده اى نيست. (هود، ٤٣) سفينه فوز: كشتى رستگارى.
حجاب: بايد «حجيب» خوانده شود.
بيشتر اصحاب جنت: نگاه كنيد به: ذيل بيت ١٤١٩/ ٤.
گاز: بعضى شارحان ان را «كاز» خوانده و «دام» معنى كرده اند. در لغت نامه به نقل از فرهنگ ها يكى از معنىهاى «گاز»، «علف» نوشته شده و اين بيت نظامى را شاهد آوردهاند: