شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٣ - مناجات و پناه جستن به حق از فتنه اختيار و از فتنه اسباب اختيار كه سماوات و ارضين از اختيار و از اسباب اختيار شكوهيدند و ترسيدند،
|
تا دمى از هوشيارى وارهند |
ننگ خمر و زمر بر خود مى نهند |
|
|
جمله دانسته كه اين هستى فخ است |
فكر و ذكر اختيارى دوزخ است |
|
|
مى گريزند از خودى در بيخودى |
يا به مستى يا به شغل اى مهتدى |
|
|
نفس را زآن نيستى وا مى كشى |
زآنكه بى فرمان شد اندر بيهشى |
|
مولع: آزمند.
مهبط: فرود آمدنگاه. جاى فرود آمدن.
امم ماضيه: مردم گذشته.
(توجيه زيان اختيار است كه آسمان و زمين از آن ترسيدند و اينكه اختيار، طاغيان را به سركشى وا مى دارد فرعون بر اثر اختيار و قدرت خود را خدا خواند.) جزر و مد: كنايت از هست شدن. به قالب جسم درآمدن و اين يا آن را خواستن. مختار بودن.
ساكن بودن بحر: روح تا در عالم امر بود، گرفتارى نداشت و او را ميلى و اختيارى نبود، چون به عالم خلق رسيد و در بدن آرميد و گرفتار شهوت گرديد، دودلى در او راه يافت.
ابتلا: آزمايش.
ذكور چون اناث: قدرتمندان در آزمايش تو ناتوان اند. (مردان در آن آزمايش چون زنان مى مانند.) مذهبى: (ياء آن ياء وحدت است) يك راه. راه رسيدن به تو. (مرا از اختيار برهان.) پالان شكل: وجه شبه، اين سو و آن سو افتادن است از سنگينى بار و در نتيجه پشت باركش زخم شدن.
حمل ناهموار: بار سنگين (اختيار).
اصحاب كهف: نگاه كنيد به: ذيل بيت ٣٧/ ٢.
ايقاظ: بيداران. گرفته از قرآن كريم است درباره اصحاب كهف: و تحسبهم أيقاظا و هم رقود (كهف، ١٨) بر يمين يا بر يسار: اشارت است به قرآن كريم: و نقلبهم ذات اليمين و ذات الشمال: آنان را گاه به راست گاه به چپ بر مى گردانيم. (كهف، ١٨)