شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٨٣ - حواله كردن مرغ گرفتارى خود را در دام به عفل و مكر و زرق زاهد و جواب زاهد مرغ را
دريدن شرم: از ميان برداشته شدن آن. رعايت نكردن.
ارتعاش: لرزيدن، كنايت از هراس و دلهره.
سجاف: به چند معنى است يكى باريكه اى كه بر حاشيه دوزند. ديگر به معنى مطلق روى پوش است:
|
هم عرق كرده ز بسيارى لحاف |
سر ببسته رو كشيده در سجاف |
|
و در اين بيت وجه شبه، پنهان بودن است. چراكه سجاف پارچه يا لحاف آشكار نيست.
از زير لحاف جهيدن: كنايت از بى پرده سخن گفتن. (تا كنون حيا مانع بود اكنون آن را به يك سو مى نهم و بى پرده سخن مى گويم.) او ندارد خواب و خور: گرفته از قرآن كريم است: لا تأخذه سنة و لا نوم. (بقره، ٢٥٥) نيز: قل أ غير الله أتخذ وليا فاطر السماوات و الأرض و هو يطعم و لا يطعم. (انعام، ١٤) بيا من باش ...: اشارت است بدانچه آن را حديث قدسى گفته اند:
عبدى اطعنى حتى اجعلك مثلى او مثلى
...
علف دادن: كنايت از انعام فرمودن، افاضت كردن. (اگر از لطف خدا بهره مند نبوده اى چرا هنگام درماندگى رو بدو مى كنى؟) معتلف: كنايت از بهره مند.
جامگى: مقررى، ماهيانه.
كارداشتن: كنايت از بهره مند گشتن. رستگار شدن.
ترحال: كوچ كردن، به راه افتادن. شب ترحال: كنايت است از رفتن از اين جهان. (جايى را خانه مى گيرند و از آن كوچ مى كنند و به جاى ديگر مى روند.) شناخت خدا يا معرفت الله در ضمير هر انسانى و بلكه هر آفريده اى است. و اگر گاهى غفلت بر آدمى دست دهد و خدا را از ياد برد چون به خود آيد، فطرت وى او به سوى خدا راهنما گردد. خداست كه او موجب شده است بندگان براى گذران چند روزى كه در اين جهان هستند به كارى سرگرم شوند. آنان كه در پس اين وسيلت هاى ظاهرى قدرت حق را مى بينند خود را بدو مشغول مى سازند و از ديگر وسيلت ها مى برند. ولى