شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٧١٢ - كرامات شيخ شيبان راعى قدس الله روحه العزيز
مى آمد و بر او مى باريد تا غسل مى كرد چون روز جمعه براى نماز مى رفت و گرد گوسفندانش خطى مى كشيد و چون باز مى گشت، گوسفندان درون همان خط بودند. شيبان معاصر هارون الرشيد بوده است. (صفة الصفوه، ج ٤، ص ٣٧٦) وى در يكصد و پنج متولد شد و در يكصد و شصت و يك درگذشت.
عنيد: ستيزه جو.
وقت جمعه: هنگام رفتن براى اداى نماز.
رعا: گوسفندان. اين كلمه بدين معنى در فرهنگ ها نيامده. بعض شارحان «رعا» را مرعى (چراگاه) معنى كرده اند ولى چنانكه در بيت ديديم او گرد گوسفندان را خط مى كشيد نه گرد صحرا.
|
لابه كردى در نماز و در دعا |
كاى خداوند و نگهبان رعا |
|
اين گونه تصرفات در كلمه ها در مطاوى مثنوى فراوان ديده مى شود.
دايره تعويذ: نگاه كنيد به: بيت ٨٥٥- ٨٥٤/ ١.
آل: كنايت از مؤمنان به هود.
مثله: بريدن گوش و بينى يا يكى از اندام هاست، ولى در اين بيت به معنى عذاب و شكنجه است. (مؤمنان ميان خط در امان بودند و كافران عذاب مى ديدند.) گر به طبع اين مى كنى ...: خطاب به باد است و طعنه بر آنان كه هر كارى را نتيجه علت طبيعى مى دانند. (اى باد اگر خود مختارى و آنچه مى كنى از روى طبيعت است، مؤمنانى را كه درون دايره اند عذاب كن.) از مصحف محو كردن: آيه اى را كه درباره عذاب قوم هود آمده از قرآن برگرفتن. خطاب به طبيعى است كه در بيت ٤٨٢١/ ٦ او را مخاطب قرار داد. (اگر سخن تو راست است و هر حادثه اى علتى طبيعى دارد آن آيه را از قرآن محو كن و يا قاريان قرآن را بگو اين آيه را نخوانند و آموزندگان آن را تأديب كن و بترسان. اما ناتوانى و از عهده چنين كار برنمى آيى و سبب عجز خود را نمى دانى. اين عجز نمونه اى از كيفرى است كه خواهى ديد.) چون زليخا: اشارت است به داستانى كه در اين باره نوشته اند. خلاصه آنكه زليخا از عشق