مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢٦ - بیان حضرت رضا علیه السلام
میپرسید، هیچ نمیدانم. (حتی در یک آیه است که: قُلْ ... ما ادْری ما یفْعَلُ بی وَ لا بِکمْ [١] اصلًا من نمیدانم که سرنوشت نهایی در مورد من و در مورد شما چه خواهد بود.) در عین حال از جنبه دیگر میگوید که سرنوشت نهایی چیست؛ یعنی اگر از من میپرسید، من نمیدانم اما اگر از او میپرسید او میگوید؛ آنچه که من به زبان وحی میگویم پیام او را میرسانم، یعنی در واقع این من نیستم، اوست که میگوید و اوست که خبر میدهد و من هرچه را که میدانم چیزهایی است که او به من گفته است.
بیان حضرت رضا علیه السلام
در حدیث است که حضرت رضا علیه السلام در مجلسی به مردی از مخالفین و منافقین که با حضرت جدل میکرد فرمود: آیا میخواهی من به تو خبر بدهم که عنقریبٍ تو به خون یکی از خویشاوندان خودت مبتلا خواهی شد؟ (ظاهراً آن مرد یکی از اعضای دستگاه حکومت بوده) یعنی عنقریبٍ خون یکی از خویشاوندانت به دست تو ریخته خواهد شد؛ آیا میخواهی الآن به تو بگویم او چه کسی خواهد بود و این واقعه کی رخ میدهد؟ گفت: نه. فرمود: چرا؟ گفت برای اینکه این غیب است و غیب را جز خدا کسی نمیداند. حضرت همین آیه را خواند، فرمود: درست است، غیب را غیر از خدا کسی نمیداند، مگر کسی که خدا به او گفته باشد. اینکه قرآن گفته است غیب را غیر از خدا کسی نمیداند یعنی کسی از خود نمیداند، اما از ناحیه خدا هم کسی نمیداند؟ آیا امکان ندارد کسی غیب را بداند ولی به این شکل که خدا به او وحی کرده باشد؟ فوراً آیه را خواند: عالِمُ الْغَیبِ فَلا یظْهِرُ عَلی غَیبِهِ احَداً. الّا مَنِ ارْتَضی مِنْ رَسولٍ. این استثنا را در آیه قرآن قبول داری؟ آیا قبول داری که خداوند غیب خود را به پیغمبران خودش که مرضی او هستند اطلاع میدهد؟ چارهای نداشت که بپذیرد. آیا قبول داری که پیغمبر ما قدر متیقّنِ کسانی است که رسول مرتضی هستند؟ آیا میشود گفت که الّا مَنِ ارْتَضی مِنْ رَسولٍ (مگر رسولی مرتضی) ولی او [یعنی رسول مرتضی] پیغمبر ما نیست، پیغمبرهای دیگر بودهاند، پیغمبر خاتم که افضل است نبوده؟ قدر متیقّن است. فرمود: ما که از خود چیزی نداریم؛ هرچه داریم
[١]. احقاف/ ٩.