مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١١ - نظام خلقت
آمده است- زمام همه امور به دست اوست، مهار همه امور در دست اوست، و خیال نکنید که یک وقتی چنین امکانی وجود داشته باشد که زمام- العیاذ باللَّه- از دست خدا بیرون برود؛ این امر امکانپذیر نیست و جزء محالات عالم است.
در آیه بعد فلسفه موت و حیات را بیان کرد که این مرگ و زندگی چه فلسفهای دارد؟ این آمدن و رفتن ما انسانها برای چیست؟ فرمود: برای حسن عمل؛ یعنی آنچه که در این بوته آزمایش هدف اوّلی و مقصد اوّلی است این است که انسانها برسند به حسن عمل. نفرمود: به عمل، نفرمود به کثرت عمل، فرمود: به مرحله «احْسَنُ عَمَلًا»، که اینها را توضیح دادیم و تشریح کردیم.
این آیه که آیه سوم است، توصیف دیگری است از خدا. در آیه دوم فرمود:
خداست که نظام مرگ و زندگی را آفریده است، به آن غرض و برای آن مقصد؛ بعد اشارهای به اشیاء دیگر، تقریباً میشود گفت به کل عالم خلقت و طبیعت میکند، میفرماید:«ا لَّذی خَلَقَ سَبْعَ سَمواتٍ طِباقاً» آن خدایی که مُلک و اقتدارها در ید قدرت اوست و زمام امور در دست اوست، همان است که هفت آسمان، هفت سماء آفریده است، هفت سمائی که طباق هستند، یعنی بعضی بر بعض دیگر [احاطه دارند؛] متطابق و طبقه به طبقهاند؛ طبقات هفتگانه آسمانها را آفرید. بعد، از خصوص خلقت طبقات هفتگانه آسمانها صرفنظر میکند، بهطورکلی مسأله خلقتْ اعم از آسمان و زمین و ما بین زمین و آسمان را [مطرح میکند؛] میفرماید:«ما تَری فی خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَری مِنْ فُطورٍ. ثُمَّ ارْجِعِ البَصَرَ کرَّتَینِ ینْقَلِبْ إلَیک الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسیرٌ» که نکته اصلی در این آیات این قسمت است.
نظام خلقت
یکی از مسائل مهم و بلکه از مهمترین مسائل برای فکر بشر همین مسأله خلقت و نظام خلقت است. انسان وقتی که به این دنیا چشم میگشاید، تدریجاً که دارای درجهای از تفکر میشود قهراً این سؤال برای هر انسان متفکری پیدا میشود- مگر اینکه انسانی در افق حیوانات باشد که این فکر برایش پیدا نشود- که به قول حافظ:
این «سقف ساده بسیار نقش» چیست؟ این زمین ما چیست؟ چرا شب میآید، روز میآید، بهار میآید، تابستان میآید، پاییز میآید، زمستان میآید؛ باز همان جریان تکرار میشود؟ در زمستان گیاهان میمیرند، در بهار زنده میشوند، تا تابستان به