مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٣ - معنی « لطیف
مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج ٢٧، ص ٥٣٣
دیگر اینکه این کلمه گاهی مرکب از دو کلمه به کار برده میشود: همزه که به معنای حرف استفهام است و «لا» که حرف نفی است. آنوقت «الا» میشود آیا نه؟ به آن معنی اول میشود: هان، به معنی دوم میشود: آیا نه؟ از همه اینها یک نتیجه درمیآید و آن نتیجه این است که خالق، عالم و آگاه به مخلوقات است؛ به دلیل اینکه خالق است آگاه است.
معنی « لطیف
«وَ هُوَ اللَّطیفُ الْخَبیرُ» و اوست لطیف [آگاه.] [١] کلمه «لطیف» در قرآن مکرّر استعمال شده است و در موارد مختلف معانی مختلف دارد، ولی ریشه همه معانی یک چیز است. به طورکلی لطافت یک چیز عبارت است از نوعی صفت در شیء که حس ظاهر به طور آشکار آن را درک نمیکند، یک دقت و ذوق و بینشی میخواهد که انسان بتواند آن را درک کند. مثلا میگوییم لطافتی که در شعر حافظ هست یک امر محسوس نیست، یعنی یک کلمه در این شعر نیست که اسم این کلمه لطافت این شعر باشد؛ یک صفت است، اما یک صفت خیلی دقیق و ظریف که یک حس و یک ذوق خیلی عالی آن را درک میکند. در حدیث راجع به قرآن میفرماید:«الْقُرْ انُ عِباراتٌ وَ اشاراتٌ وَ لَطائِفُ وَ حَقائِقُ» قرآن چهار چیزِ در طول یکدیگر است: عبارات، یعنی همین الفاظ. الفاظ قرآن را همه مردم میشنوند. معانی ظاهری این الفاظ یعنی ترجمه تحتاللفظی آنها را هم هر کسی میتواند درک کند، امّا قرآن گذشته از آن ترجمه تحتاللفظی کلمات، یک اشاراتی دارد که انسان باید فکرش دقیقتر باشد تا اشارات قرآنی را درک کند، و این ماورای عبارات است. از اشارات، دقیقتر چیزهایی است که به تعبیر حدیث لطایف است. لطایف حتی از اشارات هم دقیقتر است، یعنی ذهن باید خیلی دقیق و صاف باشد و بلکه باید پاک و نورانی باشد که آن لطایف را از قرآن درک کند. آنگاه در پشت لطایف حقایق است. پس مقصود از لطافت چنین چیزی است. لطیف یک معنایش این است: آن که دقایق امور را درک میکند؛ یعنی خدا نه فقط ظواهر امور را درک میکند، آن دقایق را هم درک میکند.
ولی در یکی از اخبار و احادیث ما که در اصول کافی آمده است- و البته سابق
[١]. [چند ثانیهای از مطالب روی نوار ضبط نشده است.]