مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٥ - منافقین مکه
مجبور بودند ایمان خودشان را کتمان کنند نه اینکه کفار اجبار داشته باشند تظاهر به اسلام کنند. بنابراین قبل از هجرت منافقی نمیتوانسته وجود داشته باشد. من در کلمات آنها برای این مطلب که در اواخر عمر پیغمبر به آن طرفْ دیگر منافقی نیست، استدلالی ندیدم.
پاسخ
ولی این استدلال را جواب دادهاند. راجع به قبل از هجرت میگویند اولًا ممکن است چنین چیزی باشد چون دعوت پیغمبر اکرم که ظهور کرد طرز پیشرفت این دعوت به گونهای بود که اشخاصی زیرک حس کردند که مقاومتناپذیر است.
افرادی که یک نوع جامعهشناسی فطری و طبیعی دارند، یک شامّه پیشبینی دارند، یعنی یک جریان کوچکی که پیدا میشود با توجه به مجموع شرایط و اوضاع حس میکنند که این رشد پیدا خواهد کرد. ما از کجا میتوانیم نفی کنیم که چنین اشخاصی با چنین شامّه تیزی بودهاند و در همان ابتدا خودشان را سهیم و شریک کردند برای اینکه در آینده سهیم باشند.
منافقین مکه
و اما بالاتر از این، این مسأله است که اینها گفتند منافقین منحصر بودند به همین گروه عبداللَّه بن ابی که از انصار بودند، به دلیل اینکه اکثریت مردم مدینه مسلمان شدند و اینها چارهای ندیدند جز اینکه تظاهر به اسلام کنند و اسلام و قرآن خودش آمد پرده را پاره کرد و گفت اینها مؤمن نیستند منافق هستند. [کسانی که پاسخ دادهاند] میگویند عین همین شرایط بعد از فتح مکه برای گروهی از کفار قریش پیش آمد، برای اینکه اسلام در ابتدای هجرت موجش مدینه را گرفت، ناچار یک عده غیر مؤمنْ آنجا خودشان را در زیر پوشش شعارهای اسلامی قرار دادند ولی این موج به تدریج توسعه پیدا کرد، به تعبیر قرآن «اذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ. وَ رَأَیتَ النّاسَ یدْخُلونَ فی دینِ اللَّهِ افْواجاً» [١]، مقارن فتح مکه و بعد از فتح مکه این موج سراسر عربستان را گرفت. آنوقت همین شرایطی که در مدینه بود در سراسر عربستان و از
[١]. نصر/ ١ و ٢.