مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٠ - داستان عابد و مَلَک
این دو دقیقه حرف میزند که بعد ده ساعت میشود شرح داد، او ده ساعت حرف میزند که دو دقیقه نمیشود از آن خلاصه گرفت. این، فرق میان کمّیت و کیفیت است. خدا انسان را مورد آزمون بهترین عمل قرار داده است، نه آزمون زیادترین عمل.
میدانید که زهّادی که در قدیم وجود داشتند تکیهشان بیشتر روی بیشترین عمل بود. با همدیگر مسابقه میگذاشتند، او میگفت مثلًا من شبانهروزی چند هزار رکعت نماز میخوانم. ممکن است کسی دو رکعت نماز بخواند که ارزشش بیشتر باشد از صدها هزار رکعتی که شخص دیگر میخواند. این است که در حدیث آمده است که خدا میفرماید:«لِیبْلُوَکمْ ایکمْ أحْسَنُ عَمَلًا» و نفرموده: «أکثَرُ عَمَلًا»، چون «أحْسَنُ عَمَلًا» یعنی «اصْوَبُ عَمَلًا» آن که جنبه صواب بودنش بیشتر باشد.
حال چطور میشود که یک عمل از نظر صواب بودن و کیفیت، یعنی از نظر روح و معنا و معرفت خدا و صداقت و اخلاص، درجهاش بالا میرود؟
داستان عابد و مَلَک
این حدیث در اصول کافی است که بعضی از ملائکه عابدی را در دامنه کوهساری میدیدند که آنی از عبادت فارغ نیست. بعد آن ملائکه یا آن ملک بر غیب این شخص یعنی بر آنچه که ما میگوییم نامه عمل، بر باطنش، بر حقیقت کارش، بر جزا و پاداش او اطلاع پیدا کرد؛ دید او جزا و پاداش بسیار اندکی دارد، و تعجب کرد؛ آدمی که جز عبادت کاری ندارد چرا اینقدر پاداشش کم است؟! از خدای متعال سؤال کرد: خدایا این عابد چرا اینقدر پاداشش کم است؟ به او وحی رسید که برو او را امتحان کن، به اینکه به صورت یک انسان مجسم شو، مدتی پیش او باش تا از نزدیک او را بشناسی، آنوقت ما جوابت را میدهیم.
او به صورت یک انسان درآمد و رفت در نزدیکی او؛ او هم شروع کرد به عبادت کردن. مدتی با او همشکلی کرد تا کمکم با او انس گرفت و توانست باب سخن را با او باز کند. یک وقت این ملک رو کرد به این عابد، نگاه کرد به آن دره و آن دشت که خیلی سبز و خرم بود و سبزه زیادی داشت و گفت: عجب جای باصفایی است، چه جای خوبی است برای عبادت! عابد جواب داد: بله، چه جای خوبی است، ولی یک غصه همیشه در دل من هست و از این غصه خیلی ناراحتم.