مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣٩ - ترک اولای یونس علیه السلام
یای نسبت میگویند. مثلًا به آن که یخ میآورد میگویند «یخی» و به آن که پیاز میفروشد میگویند «پیازی». در زبان عربی با کلمه «صاحب» میگویند. قبلًا گفتیم کلمه «صاحب» در زبان عربی معنای خیلی وسیعی دارد. آن کسی که یک نوع ملابستی با یک شئ دارد- ولو ملابستش در همین حد باشد که یخفروش را میگویند «یخی»- صاحب آن شئ نامیده میشود. و لهذا شیعه در رد استدلال سنیها که گفتند در قرآن ابوبکر به عنوان صاحب پیغمبر یاد شده است و صاحب به معنای رفیق و دوست و صمیمی است، استدلال کردند که خیر، در قرآن کلمه «صاحب» معنای بسیار اعم و وسیعی دارد؛ هر کسی که همراه چیزی باشد [صاحب آن چیز گفته میشود] ولو از قبیل همراهی یونس با ماهی، که همراهی ماهی با یونس فقط این است که امر خدا [به او] شده که یونس را ببلعد.
«وَ لا تَکنْ کصاحِبِ الْحوتِ» مانند یار ماهی مباش «اذْ نادی وَ هُوَ مَکظومٌ» آن وقتی که خدای خود را میخواند، در حالی که از خشم و غضب داشت- به تعبیر ما- میترکید. (در آیه دیگر است که «فَلَوْ لا انَّهُ کانَ مِنَ الْمُسَبِّحینَ. لَلَبِثَ فی بَطْنِهِ الی یوْمِ یبْعَثونَ» [١] اگر نبود که او دائماً از مسبّحان بود [تا قیامت در دل آن ماهی باقی میماند.] با اینکه از مسبحان دائم بوده است [چنان مجازات شده است.]) در عین حال یونس زود درک کرد که اشتباه کرده است و به درگاه الهی توبه و بازگشت کرد، که اینجا به تعبیر «لَوْلا انْ تَدارَکهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ» آمده است: اگر نبود که نعمت توفیق الهی، نعمت توبه، نعمت الهی شامل حالش شده بود، در یک بیابان قفری پرت میشد با بدبختی.
«فَاصْبِرْ لِحُکمِ رَبِّک» صابر باش برای حکم پروردگار خودت.«وَ لا تَکنْ کصاحِبِ الْحوتِ» مانند یار ماهی (یونس) مباش «اذْ نادی وَ هُوَ مَکظومٌ» آن وقتی که فریاد میکرد در حالی که در خشم فرو رفته بود. (شاید مقصود آن وقتی است که ندا میکرد، از خدا میخواست که مردم را عذاب کند، نه آن وقتی که ندا میکرد، برای خودش عذرخواهی میکرد.)«لَوْ لا انْ تَدارَکهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ» اگر نعمت توبه تدارک و جبران نکرده بود «لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمومٌ» به این ماهی دستور میرسید که او را در بیابان قفر بیسقف بیسایبان پرت کن در حالی که مذموم درگاه پروردگار است.
[١]
. صافّات/ ١٤٣ و ١٤٤.