مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٤ - معنی غیب
میبینیم، دیگر غیر از همین ظاهر و شکل و اندام و وضع نشستن و این صندلیها و این دیوارها و این سقف و این میز و اینها که الآن داریم میبینیم [چیز دیگری نمیبینیم.] حتی در همینجا باز غیبها و نهانها برای ما، صد برابر پیداها برای ماست؛ گذشته از اینکه از دل و نیت و ملکات یکدیگر خبر نداریم- همینطور که گفتم- حتی از جیب یکدیگر هم خبر نداریم تا چه رسد به قسمتهای دیگر. پس آنها برای ما میشود پنهان؛ و لهذا- مثلًا همین جا که ما نشستهایم- اگر کسی از دل ما خبر بدهد میگوییم از غیب خبر میدهد، اگر از جیب ما خبر بدهد باز میگوییم از غیب خبر داده است؛ تا چه رسد به ماوراء این دیوار، پشت این دیوار، آن خانه دیگر و آن شهر دیگر.
آیا مقصود از اینکه «خداوند عالِم غیب و شهادت است» چنین چیزی است؟ یا نه، همه اینها تازه جزء شهادت است؟ این عالم ما و عالم طبیعت و عالم محسوس از اول تا به آخرش همه شهادت است. اعماق این زمین هم- اگر فرو بروید- همه شهادت است. غیب یعنی یک امر نادیدنی نه امر دیدنیای که فعلًا ما آن را نمیبینیم.
داخل آن خانه برای کسانی که آنجا هستند شهادت است اینجا غیب است؛ داخل این خانه برای کسانی که اینجا هستند شهادت است آنجا غیب است، ولی هم آن دیدنی است هم این، هم آن خانه حس کردنی و لمس کردنی است هم این خانه. اما چیزهایی هست که غیب است به معنی نادیدنی، یعنی اصلًا قابل رؤیت و قابل احساس نیست. مثلًا فکر و اندیشه و روح و احساسات ما که اکنون اینجا وجود دارد، همه اینها آثارشان پیداست، و الّا خود اینها را فقط هر کسی در درون خودش آگاه است (چون خودش عین همان درون است) و هیچ کس نمیبیند. اینها دیدنی نیست یعنی به چشم قابل احساس نیست و با دست قابل لمس کردن نیست.
در عالم نیز همینجور است. همین طور که در اندام ما نادیدنی و دیدنی وجود دارد، [در عالم هم نادیدنی و دیدنی وجود دارد.] مثلًا ما درون خود به معنای احشاء و امعاء و قلب و کبد و ریه و کلیه خود را نمیبینیم ولی دیدنیاند و نمیبینیم، از باب اینکه پرده شکم فعلًا مانع است؛ اگر شکم ما را بشکافند هر کسی میتواند ببیند. اینها غیب نیست. اینها را ما نمیبینیم ولی دیدنیهایی است که نمیبینیم. اما آنچه که به روح ما تعلق دارد اصلًا دیدنی نیست. یک کسی بگوید ما میخواهیم مغز این شخص را بشکافیم روحش را پیدا کنیم، یا کسی بگوید میخواهیم مغز او را زیر