مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠٥ - سخن حکما
حالت عقدهها و کینهها و عنادهایی که با حق و حقیقت پیدا میکند به این حد رسیده که میگوید خدایا من تاب دیدنش را ندارم، این بدبخت خیال میکند اگر مرد راحت میشود، نمیداند اگر بمیرد به صدهزار برابرِ همان میرسد. بعلاوه این حالتی که تو الآن داری که میخواهی فرار کنی، از خودت داری فرار میکنی؛ تو خیال کردهای از خودت میتوانی فرار کنی؟! این است که شما میبینید این عذابهایی که قرآن برای چنین اشخاصی در قیامت و در برزخ بیان میکند امروز برای ما غیرقابل تصور است، در صورتی که حق مطلب همین است و این حقیقتی است و غیر از این نمیتواند باشد.
عرض کردم انسان در این دنیا هرگز لذت و بهجت معنوی را در آن حدی که هست نمیتواند درک کند و همچنین عذاب را.
حال، افرادی در همین دنیا به حدی رسیدهاند که دیگر از قید بدن در هر شکل آزادند و حتی قدرت خلع بدن پیدا میکنند یعنی میتوانند در حالی که زنده هستند این بدن را مثل یک لباس از خودشان بکنند و دوباره همین بدن را داشته باشند [١].
اینگونه افراد- چون تا حد زیادی میتوانند روح را از بدن آزاد کنند- در همین دنیا میتوانند لذتهای روحی و معنوی را، اگر نگوییم در اوج همان حدی که هست ولی قریب به آن حد، احساس کنند، و یا عذابهای روحی و معنوی را.
جوانی بود خیلی خوب و پاک، و من به او اعتقاد و ایمان داشتم. نمازخواندنها و حالتهایش را دیده بودم. گاهی برای من حالات خودش را نقل میکرد. میگفت گاهی در نماز، در مناجات و در سحرها یک حالاتی دست میدهد و گاهی این حالات قطع میشود. میگفت آن حالت آنقدر لذیذ است و آنقدر جاذبه دارد که اگر چند ثانیه قطع بشود من جهنم را احساس میکنم؛ در صورتی که همیشه از ما قطع شده، هیچ وقت احساس نمیکنیم. و اگر آن [حالت] مثلًا ده دقیقه طول بکشد، دیگر قابل تحمل نیست، یعنی انسان میمیرد.
اللَّهُمَّ انْ کانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِک فَامْطِرْ عَلَینا حِجارَةً مِنَ السَّماء. ببینید عناد، بشر را به چه حالتی درآورده! او الآن دچار چه عنادی است و تا چه حد عناد است!
[١]. این یک امر عادی است که خیلی اشخاص دارند. چیزی نیست که بگویید فقط مقام امامهاست. مقامکوچکی است و خیلی مهم نیست، حتی دون شأن امامهاست.